ابریشمک دارد صفحه را ورق میزند…
نوشتهی ژان تولی
«" زنده بودن زمان می برد از همه چیز بریدن هم زمان می برد مسئله اینکه فردا دوباره باید به زندگی ادامه بدهد"»
«" و پیوسته همین بود گاهی شرار امیدی در دلش می درخشید گاهی دریای آشفته ناامیدی بود"»
«زندگی آنقدرها هم بد نیست؛ فقط باید بلد باشی از کدام طرف به آن نگاه کنی.»
«همیشه ،در یک گوشهای از جهان ، برای یک نفر غروب است و همیشه یک نفر در این زمان ترسیده است..»
«چرا به جای لعنت فرستادن به تاریکی یه چراغ روشن نمیکنی؟»
«او کارش تمام شده بود و حال وقت رفتن بود»
««آیا در زندگی شکست خوردهاید؟ لااقل در مرگتان موفق باشید.»»
«روز جای خود را به تاریکی شب داد. آسمان مانند جعبهای ، کم کم بسته شد. این دقیقا زمانی بود که غصهی از دست رفتگان، تلخ تر میشد و تاریکی ، به شکل بغض راه گلوها را میبست.»
«همیشه یک راهحل برای همه چیز هست. ما نباید هیچوقت ناامید بشیم.»
«او آبادیای در میان صحرایی از خستگی بود.»
«ماموریت آلن به پایان رسیده بود.پس خودش را رها کرد و رفت»
««زندگی همینه که هست. اگه سخت بگیری، اونم بهت سخت میگذرونه. این ماییم که بهش ارزش میدیم. با همهٔ کمبودهایی که این دنیا داره، زیباییهای خودش رو هم داره. نباید از زندگی زیاد انتظار داشته باشیم. نمیشه باهاش جنگید! بهتر اینه که نیمهٔ پُرِ لیوان رو ببینیم. حالا اون تفنگ و طناب رو پس بده. حالی که تو این لحظه توشی پُرِ استرس و درده؛»
«باور کنید همونطور ک اون دو تا رو بزرگ کردیم اینم بار آوردیم ، اینم باید افسرده میشد ولی این همیشه نیمه پر لیوانو میبینه، دیدش مثبته.... مجبورش میکنیم اخبار تلویزیونو تماشا کنه تا روحیه ش خراب بشه ولی مثلا اگر هواپیمایی با دویست و پنجاه مسافر سقوط کنه و دویست و چهل و هفت نفرشون هلاک بشن، فقط تعداد بازمانده هارو یادش میمونه و میگه « وای مامان زندگی چقد شگفت انگیزه، سه نفر از آسمون افتادن پایین و زنده موندن»»
«"شما فقط یکبار میمیرید ، پس کاری کنید اون لحظه فراموش نشدنی باشه"»
«مردم فکر میکنند زندگی یک خطِ مستقیم است که به مرگ ختم میشود، اما حقیقت این است که زندگی، مجموعهای از انحرافهایِ غیرمنتظره است؛ پیچوکمهایی که اگر به آنها اجازه بدهی، تو را به جاهایِ غیرقابلِتصوری میبرند. خودکشی، نهاییترین شکلِ تسلیم است، چون یعنی تو دست از بازی کشیدهای قبل از اینکه بدانی کارتهایِ بعدیِ دستت چیست. خندیدن در دنیایی که سعی دارد تو را به گریه وادارد، نه یک حماقت، که یک عملِ شورشی است؛ یک مبارزهیِ تمامعیار علیه پوچی.»
ساختهشده برای کتابخوانهای فارسیزبان
© ۱۴۰۵، تمامی حقوق برای ابریشمک محفوظ است.