ابریشمک دارد صفحه را ورق میزند…
نوشتهی الیف شافاک
ملت عشق برای من فقط یه داستان عاشقانه نبود؛ بیشتر دربارهی تغییر کردن، رها کردن قضاوتها و جور دیگهای دیدن زندگی بود. رابطهی شمس و مولانا برام جذاب بود، چون نشون میداد گاهی یه آدم میتونه نگاه آدم به دنیا رو برای همیشه عوض کنه. کتابی که شاید باهاش موافق همهجا نباشی، ولی وادارت میکنه فکر کنی
برای من، مهمترین موضوع کتاب فقط عشق به دیگری نیست؛ بلکه شجاعت روبهرو شدن با خود واقعیمان است. آدم گاهی سالها مطابق انتظارات دیگران زندگی میکند، به چیزهایی باور دارد که هیچوقت دربارهشان سؤال نکرده و در مسیری قدم میگذارد که شاید اصلاً انتخاب خودش نبوده است. فکر میکنم زیباترین شیوهٔ خواندنش این است که نه تمام حرفهایش را حقیقت مطلق بدانیم و نه صرفاً به خاطر شاعرانه بودن جملاتش از کنارشان بگذریم. بهتر است با آن گفتوگو کنیم؛ بعضی حرفهایش را بپذیریم، بعضی را به چالش بکشیم و ببینیم کدام بخش واقعاً با تجربهٔ زندگی ما ارتباط برقرار میکند.
به نظرم تجربهٔ خواندن این کتاب در سنین و شرایط مختلف زندگی متفاوت است .ممکن است امروز یک جمله برایت فقط زیبا باشد، اما چند سال بعد معنای کاملاً دیگری پیدا کند .
لباال
درسته که روایت زندگی شخصیت اصلی داستان در کنار داشتان شمس و مولانا جذاب و گیرا بود ولی آنچه ک باعث شد من ملت عشق رو بارها و بارها بخونم داستان شمی و مولاناست که برای من شبیه به افسانه میمونه
کتابِ ملت عشق رو چندان دوس نداشتم. شاید چون زیادی بزرگش کردن و ازش تعریف میکردن. شاید دوره ی مناسبی از سنی که داشتم مطالعه اش نکردم. شاید مترجمِ خوبی نداشت و سانسور داشت. هرچی بود به نظرم اونقدرا که باید خوشم نیومد.🙏🤗
این هم ازون کتابایی بود که بنظرم بیشتر تحت تاثیر تبلیغات پرفروش بود نه محتوا. مورد پسندم نبود
واقعا ملت عشق یک کتاب بشدت خوبی بود که من میتونستم بخونم تو زندگیم و خیلی درس های به من یاد داد و کتابی ارزشمند بود و از خواندن لذت بردم و بیشتر دلم خواست درباره شمس تبریزی و مولانا بدونم
راستش من فقط بخشهای مربوط به شمس و مولانا رو دوست داشتم. اون قسمتها برام جذابتر و عمیقتر بود و حس عرفانی و فضای تاریخیش رو بیشتر میپسندیدم. بخش داستان معاصرِ الا خیلی باهاش ارتباط نگرفتم و به نظرم در مقایسه با روایت شمس و مولانا کمی کمرنگتر و قابلپیشبینیتر بود. در مجموع، بیشتر برای روایت شمس و مولانا از خوندنش لذت بردم.
عشق خالصانه. عشق بی ریا تنها نظری که میشه گفت همینه.
جملات قشنگی داشت.
حقیقتا چهل قانون رو از توش فقط خوشم اومد
به عموان یه رمان سر گرم کننده خوب بود،ولی اونموقع که داشتم میخودم یبار "ابری" نقدش کرد و گفت خیلی از جاهایی که در مورد شمس تبریزی هست،تحریف شده هست و خیالیه،. و بجاش کتاب دیگه ای معرفی کرد(شاعر جان سوخته).و اینکه برای شروع جدید هیچ وقت دیر نیس،اما خب یه چیزی ام که بود خیانت رو هم خیلی عادی جلوه داد که همسر و فرزندان شو رها کنه و بره دنبال کسی که نمیدونست کیه!@؟🤷🏻♀️
کائنات هم مثل ما قلبی نازنین و قلبش تپشی منظم دارد
برخلاف خیلی ها که دوستش نداشتن من دوستش داشتم و ارتباط گرفتم باهاش.به طور خلاصه راضی ام از خوندنش😬
درداین دنیا ادمهای که بیشتر میدانند ارامتر و ساکتترند
دقیقا مثل یه تعداد کتاب دیگه که تحت تاثیر ترند شدنشون در نوجوونی خوندم و دوستشون نداشتم.
اگر برای شناخت و دونستن داستان شمس و مولانا میخواید بخونید، نخونید اصلا روایت واقعی رو تحریف کرده
ساختهشده برای کتابخوانهای فارسیزبان
© ۱۴۰۵، تمامی حقوق برای ابریشمک محفوظ است.