«هر دو در نهایت میمیرند» دربارهی دو آدمیه که میدونن فقط یک روز وقت دارن و در همون یک روز، معنی واقعی زندگی و دوست داشتن رو پیدا میکنن.
«هر دو در نهایت میمیرند» از اون کتاباست که آرومآروم آدمو درگیر خودش میکنه؛ همزمان که داستان رو دنبال میکنی، مدام به ارزش وقت و آدمهایی که وارد زندگیمون میشن فکر میکنی. حالوهوای کتاب غمگین و احساسی، ولی در عین حال گرم و امیدبخشه. چیزی که بیشتر از همه ازش برام موند این بود که برای زندگی کردن و گفتنِ حرفهای مهم، نباید همیشه منتظر «بعداً» بمونیم.
نوشتهیرضوان