ابریشمک دارد صفحه را ورق میزند…
نوشتهی استیو تولتز
«به زحمت تونستیم حسادت مون رو به زامبی هایی که توی طبیعت زندگی می کنند و رژیم غذایی ساده ای دارند مخفی نگه داریم.»
«حکایت ما حکایت جگر پرومته است؛ عقابی تکه پاره مون کرده، بعد دوباره احیا می شیم فقط به این منظور که دوباره تکه پاره بشیم!.»
««چون تو داری نقش خدا رو بازی میکنی.» «وقتی خودش نقشی بازی نمیکنه یکی باید نقشش رو به عهده بگیره.»»
«ما طعمه ی غرایز شکارگری خودمون شدیم! پیشرفت انسان مرگ بار بود! تنها کاری که بلد بودیم پافشاری روی ادامه ی مسیر اشتباه مون بود!»
«الگوریتم ها نتونستن آینده بشر رو ببینند چون نمیشه نیست شدن رو تبدیل به کالا کرد و به مردم فروخت.»
««من به چشم خودم دیدم که بهترین مغزهای نسلم با خودبینی بیپایان و اعتیاد به دوپامینِ حلقهٔ بازخورد شبکههای اجتماعی نابود شدند. دوران کوتاهی رو که فکر میکردیم چندوظیفگی باعث پیشرفت نوع بشر میشه یادتون هست؟ زمانی رو که عزتنفس پایین یکی از بزرگترین مشکلات دنیای غرب به حساب میاومد خاطرتون هست؟ ما با تلفنهای همراهمون ازدواج کردیم.»
«حالا می فهمم که چرا از صدهاهزار سال پیش هوموساپینس از افریقا به تمامی نقاط زمین مهاجرت کرد. ما هرگز ماجراجوهایی بی باک نبوده ایم، همه ی مهاجرت های باشکوه مان به سرتاسر زمین از ترس جان مان بوده.»
«ما موقع بچه درست کردن به چیزی جز منافع خودمون فکر نمی کنیم.»
«تو همه ی مذاهبی که سرشون به تن شون می ارزه تولد به معنی مجازاته.»
«منشا بعضی از زخم های روانی حافظه ی جمعیه، چه مربوط به گذشته ی نزدیک چه مربوط به گذشته ی دور. جای بعضی از زخم هایی که دارید هیچ وقت ترمیم نمی شه چون، اگر بخوایم دقیق حرف بزنیم، اون ها زخم شما نیستند. می فهمید چی می گم؟»
«دنیا زشت است و آدم ها غمگین اند.»
«اگر او وجود دارد و برای این همه آزار و اذیت عذر نمی خواهد، پس من کاری به کارش ندارم.»
«افسردگی همون عزاداریه، کله پوک؛ فقط برای خود کله پوکت. داری برای خودِ بهتری غصه می خوری که هیچ وقت نتونستی بشی.»
«عشق اصلا به چه کاری می آد؟ ساده است. تقسیم کردن زجر زیستن.»
«به من اخم نکن،جاش رو تنم میمونه.»
ساختهشده برای کتابخوانهای فارسیزبان
© ۱۴۰۵، تمامی حقوق برای ابریشمک محفوظ است.