ابریشمک دارد صفحه را ورق میزند…
نوشتهی چارلز بوکوفسکی
«هزارپیشه» روایت آدمیست که میان شغلهای موقت، آدمهای عجیب و روزهای تکراری، سعی میکند خودش را از زندگیای که دوستش ندارد نجات دهد. بوکوفسکی از کار، فقر، تنهایی و بیهدفی مینویسد؛ بیآنکه بخواهد چیزی را زیباتر از آنچه هست نشان دهد. طنزش درست از دل همین زشتیها بیرون میآید. چیزی که از کتاب با من ماند، این بود: گاهی تمام چیزی که از آدم برمیآید، این است که دوام بیاورد؛ و شاید همین هم نوعی پیروزی باشد.
ساختهشده برای کتابخوانهای فارسیزبان