ابریشمک دارد صفحه را ورق میزند…
نوشتهی ژانپل سارتر
«زمان مرا از خودم، از آنچه بودهام، از آنچه میخواهم باشم، از آنچه میخواهم بکنم، از اشیاء و از دیگری جدا میسازد. و آنکه برای اندازهگیری عملی فاصله برگزیده شده، زمان است: در نیم ساعتیِ فلان شهر هستیم و در یک ساعتیِ بهمان شهر؛ سه روز لازم است تا بتوانیم این کار را انجام دهیم، و مانند اینها. از این مقدمات این نتیجه حاصل میشود که نگرش زمانمند جهان و انسان در تکه تکه شدن قبلها و بعدها محو خواهد شد.»
«من آنکه خواهم بود، نیستم. اولا آن نخواهم بود زیرا زمان مرا از آن جدا میکند؛ سپس برای اینکه آنچه هستم، اساس آنچه خواهم بود نیست؛ و سرانجام برای اینکه هیچ موجود بالفعلی نمیتواند بهطور قطع، تعیین کند که چه خواهم شد. با وجود این، چون از هماکنون آنچه خواهم بود، هستم (وگرنه علاقهای به این یا آن بودن نخواهم داشت) آنی هستم که خواهم بود، به نحوی که آن نباشم. من از خلال وحشت خود، به سوی آینده کشیده میشوم و وحشت، از آنجا که آینده را به مثابهی ممکن بهوجود میآورد، خود را نابود میکند.»
«دلهره از آنجا از ترس متمایز میشود که ترس، ترس از موجودات جهان است و دلهره، دلهره در برابر خویشتن. سرگیجه از این لحاظ دلهره است که من نه از افتادن در پرتگاه، بلکه از پرتاب کردن خود در آن میترسم. وضعیتی که ترسم را برانگیزد، چون امکان دارد که زندگی و وجودم را از بیرون تغییر دهد، برایم تا جایی که به واکنش های خود، واکنش های مناسب این وضعیت، اعتماد نداشته باشم دلهرهآور میشود.»
«اگر هیچ چیز مجبورم نمیکند که زندگیام را نجات دهم، هیچ چیز هم نمیتواند از اینکه خود را در پرتگاه بیفکنم جلوگیری کند. رفتار قاطعانه از منی ناشی میشود که هنوز نیستم. بدین سان، منی که هستم خود به خود به منی که هنوز نیستم وابسته است به همان نسبت که منی که هنوز نیستم به منی که هستم وابسته نیست.»
«اگر بگوییم جهان از لحاظ اینکه شناخته شده، به عنوان متعلق به من شناخته شده است. با این همه، " تعلق" جهان به من، ساختار زودگذر و همواره حاضری است که آن را "زندگی میکنم". جهان مال من (است) زیرا ممکن هایی در آن تردد دارند که آگاهی هایشان آگاهی های ممکن (از) خود است که منم و همین ممکن ها چنان که هستند، به جهان به عنوان جهان وحدت و معنی میبخشند.»
«گذشتهی "من" پیش از هرچیز متعلق به من است، یعنی وجود آن متناسب با موجودی است که منم. گذشته، نه هیچ است و نه حال، اما به سرچشمهی خاص خود، گویی در ارتباط با نوعی حال و نوعی آینده، تعلق دارد.»
ساختهشده برای کتابخوانهای فارسیزبان
© ۱۴۰۵، تمامی حقوق برای ابریشمک محفوظ است.