ترجمههای شریفیان بیشتر تو را به سمت خودِ ادبیات کلاسیک میبرند تا اینکه تلاش کنند متن را کاملاً امروزی و خودمانی کنند.
اگر بخواهیم عبدالحسین شریفیان را با یک نویسنده به یاد بیاوریم، احتمالاً آن نویسنده هرمان هسه است. شریفیان یکی از مترجمان پرکار ادبیات جهان بود و بخش مهمی از کارنامهاش را به ترجمه آثار هرمان هسه اختصاص داد؛ از جمله «دمیان»، «بازی مهره شیشهای»، «سفری به سوی شرق»، «نارسیس و گولدموند» و آثار دیگر. در کنار هسه، آثاری از فاکنر، سامرست موآم، آندره ژید، دیکنز و جان اشتاینبک هم ترجمه کرده است. اما حس ترجمههای شریفیان چیست؟ کلاسیک، جدی، نسبتاً وفادار و گاهی سنگین. او معمولاً تلاش میکند ساختار و لحن متن اصلی را تا حد زیادی نگه دارد؛ برای همین در بعضی ترجمههایش، مخصوصاً آثار کلاسیک، ممکن است جملهها طولانیتر و زبان کمی رسمیتر از چیزی باشد که امروز به آن عادت داریم. پس اگر ترجمهای میخواهی که خیلی سریع و خودمانی خوانده شود، شاید شریفیان اولین انتخابت نباشد. اما اگر دوست داری فضای کلاسیک اثر حفظ شود و با زبان رسمیتر و ادبیتر مشکلی نداری، ترجمههایش میتوانند تجربه جالبی باشند.
از کجا شروع کنم
- ۱.برای شناخت شریفیان، به نظرم «دمیان» هرمان هسه شروع خیلی خوبی است.
- ۲.بعد میتوانی سراغ «نارسیس و گولدموند» و «بازی مهره شیشهای» بروی.
- ۳.اگر هم بخواهی او را در ترجمه یک اثر آمریکایی ببینی، «خوشههای خشم» اشتاینبک گزینه خوبی است. درباره این ترجمه گفته شده که نسبت به برخی ترجمههای قدیمیتر، نثری سادهتر و روانتر دارد و در گفتوگوها عملکرد خوبی نشان میدهد
به درد چه کسی میخورد
کسی که ادبیات کلاسیک و جدی دوست دارد. کسی که با متنهای آرام و تأملبرانگیز ارتباط میگیرد. کسی که به جهان فکری هرمان هسه علاقه دارد. کسی که میخواهد ترجمهای نسبتاً نزدیک به ساختار و لحن اثر اصلی بخواند.
نوشتهیمهدا