ابریشمک دارد صفحه را ورق میزند…
نوشتهی نادر ابراهیمی
«بار دیگر، شهری که دوست میداشتم» روی قفسهی ۸ خوانندهی ابریشمک با ۲ چاپ هست. پرخوانندهترین، چاپِ روزبهان است با ۶ خواننده. ۶ نفر از ۶ خوانندهی این چاپ تمامش کردند.
ترتیب از پرخوانندهترین است، نه از «بهترین»؛ ابریشمک هیچ نسخهای را توصیه نمیکند و چیزی هم نمیفروشد. اینها فقط شمارشِ قفسهی خوانندههاست.
این جملهها را خوانندهها از روی نسخهی خودشان برداشتهاند؛ همان فارسیای که در کتاب میخوانی.
«در تمام لحظههایی که تو میدانی، میشناسی و خواهی شناخت، به یاد داشته باش که روزها و لحظهها هیچگاه باز نمیگردند. به زمان بیندیش و شبیخونِ ظالمانهی زمان.»
«به روزهای اندوهباری بیندیش که تسلیمشدگی را نفرین خواهی کرد. و به روزهایی که هزار نفرین، حتی لحظهیی را برنمیگرداند. تو امروز بر فرازی ایستادهیی که هزار راه را میتوانی دید. و در دیدگان تو به تو امان میدهند که راهها را تا اعماقشان بپایی.»
از ۱ چاپِ دیگرِ این فهرست هنوز کسی جملهای نگذاشته.
هیچکدام از عددهای بالا را ناشر نداده و فروشگاهی نگفته — هر کدام شمارشِ قفسهی خوانندههاست. نسخهی خودت که روی قفسه بنشیند، این فهرست برای نفرِ بعدی که همین را میپرسد یک ردیف دقیقتر میشود.
وارد شو و نسخهات را روی قفسه بگذاراول ببین خوانندهها دربارهی این کتاب چه گفتهاندساختهشده برای کتابخوانهای فارسیزبان
© ۱۴۰۵، تمامی حقوق برای ابریشمک محفوظ است.