ابریشمک دارد صفحه را ورق میزند…
کتاب «غربزدگی» نوشتهی جلال آلاحمد، نشر آدینه سبز، ۱۹۲ صفحه است. در ابریشمک ۱ کتابخوان آن را روی قفسهشان گذاشتهاند.
«غربزدگی» بلای مهلکی است که به تعبیر نگارندۀ این کتاب با «وبازدگی» و یا در درجهای پایینتر با گرمازدگی یا سرمازدگی یا حتی سنزدگی پهلو میزند. همانگونه که «سن» از درون، گندم را میپوساند و پوستۀ دانه را سالم میگذارد، غربزدگی نیز همینگونه عمل میکند. جامعه، اصلیت و اصالت خویش را از دست میدهد و هرآنچه از گذشته مایۀ افتخارش بوده رنگ میبازد اما هرآنچه ظاهر است و دروغین، تنها به علت خوشآب و رنگیاش اصالت یافته و مطرح میشود و فقط ظاهر زیباست که اهمیت پیدا میکند. جلال آل احمد ـ نویسندۀ معاصر ـ در این مقاله سعی داشته بحث غربزدگی و ریشهها و علتهای آن را بررسی کرده و واقعیت موجود در باب این قضیه را به مخاطب بشناساند.
۱ نفرخواندهاند
بگذار توی قفسهات:
با شمارهی موبایل، یک دقیقه؛ بعدش همینجا برمیگردی.
کسی الان این کتاب را نمیفروشد.
بگو دنبالش هستیکتابفروشهای راسته میبینند و اگر داشتند، قیمت میدهند.
ساختهشده برای کتابخوانهای فارسیزبان
© ۱۴۰۵، تمامی حقوق برای ابریشمک محفوظ است.