ابریشمک دارد صفحه را ورق میزند…
کتاب «نجات استخوانها» نوشتهی جزمین وارد، نشر باران خرد، ۲۷۲ صفحه است. در ابریشمک ۱ کتابخوان آن را روی قفسهشان گذاشتهاند.
اش و برادرانش، سعی داشتند برای اقدامات موثر آماده شوند و نگرانیهای دیگری هم وجود داشتند. اسکیتا به تماشای سگ پیت بول عزیزش نشسته بود که تولههای کوچکش، یکی پس از دیگری میمردند. رندال؛ اگر سرگرم بازی بسکتبال نباشد؛ از کوچکترین فرزند یعنی جونیور نگهداری میکند. اش ۱۵ ساله و بیمادر که بین سایر افراد ذکور گیر افتاده است، ناگهان متوجه بارداری خود میشود. فرزندان این خانواده، همیشه از نظر تغذیه در وضعیت ناگوار بودند؛ اما به طرز عجیبی نسبت به یکدیگر وفادار بودند.
۱ نفرمیخواهند بخوانند
بگذار توی قفسهات:
با شمارهی موبایل، یک دقیقه؛ بعدش همینجا برمیگردی.
کسی الان این کتاب را نمیفروشد.
بگو دنبالش هستیکتابفروشهای راسته میبینند و اگر داشتند، قیمت میدهند.
ساختهشده برای کتابخوانهای فارسیزبان
© ۱۴۰۵، تمامی حقوق برای ابریشمک محفوظ است.