ابریشمک دارد صفحه را ورق میزند…
کتاب «کنار رود پیدرا نشستم و گریستم» نوشتهی پائولو کوئیلو، نشر کاروان، ۲۹۰ صفحه است. در ابریشمک ۲ کتابخوان آن را روی قفسهشان گذاشتهاند.
چاپ جدید این کتاب نخستین بخش از مجموعه سه گانه "در روز هفتم" است که دو بخش دیگر آن نیز عبارتاند از "ورونیکا تصمیم میگیرد بمیرد" و "شیطان و دوشیزه پریم" در هر سه کتاب، یک هفته، زندگی انسانهای معمولی توصیف شده است؛ آدمهایی که هر یک به یکباره خود را پیش روی عشق، مرگ یا قدرت مییابند. مضمون اصلی کتاب درباره اهمیت تسلیم کامل عشق راستین است. "پیلار" و دوستش اشخاص تخیلی هستند، اما نهادهایی هستند از تعارضهای بسیاری که در جست و جوی بخش دیگر خود هستند. "پائولو کوئیلو" در این کتاب تصریح میکند. ".... عشق یعنی با دیگری یگانه شدن، و جرقه خدا را در دیگری یافتن. باشد که اشکهای پیلار در کنار رود پیدرا ما را به سوی این یگانگی رهنمون شوند".
۲ نفرخواندهاند
بگذار توی قفسهات:
با شمارهی موبایل، یک دقیقه؛ بعدش همینجا برمیگردی.
کسی الان این کتاب را نمیفروشد.
بگو دنبالش هستیکتابفروشهای راسته میبینند و اگر داشتند، قیمت میدهند.
ساختهشده برای کتابخوانهای فارسیزبان
© ۱۴۰۵، تمامی حقوق برای ابریشمک محفوظ است.