ابریشمک دارد صفحه را ورق میزند…
کتاب «گاواربان» نوشتهی محمود دولتآبادی، نشر نگاه، ۷۲ صفحه است. در ابریشمک ۱ کتابخوان آن را روی قفسهشان گذاشتهاند.
این رمان از "محمود دولتآبادی" بر محور هجوم نظامیها به روستا برای سربازگیری و خالی شدن روستا از جوانانی است که باید جای پدران و پیران را در کار روی زمین زراعتی بگیرند. "قنبر"، پسر عمو "قربان علی" گاواربان که خبر ورود اجباریها را جار زده بود گرفتار و روانه پادگان میشود؛ اما از سربازی میگریزد. عمو قربان علی مورد ضرب و شتم قرار میگیرد تا مخفیگاه پسرش را بروز دهد. دیگر بار سربازان روستا را محاصره میکنند و قنبر از نقشه خود که مقاومت است با جوانان سخن میگوید. به نظر دولت آبادی، آن چه از نوع مقاومت فردی و مسلحانه در روستا و در برابر سربازگیری دولت انجام میشود، از گونهای مقاومت ناگزیر مردم حکایت میکند که نوع روستاییاش برداشتن چوب و گونه شهریاش مبارزات مسلحانه روشنفکران شهری است.
۱ نفرخواندهاند
بگذار توی قفسهات:
با شمارهی موبایل، یک دقیقه؛ بعدش همینجا برمیگردی.
کسی الان این کتاب را نمیفروشد.
بگو دنبالش هستیکتابفروشهای راسته میبینند و اگر داشتند، قیمت میدهند.
ساختهشده برای کتابخوانهای فارسیزبان
© ۱۴۰۵، تمامی حقوق برای ابریشمک محفوظ است.