یه طنز سیاسی تلخ و تکون دهنده که خیلی ساده و صمیمی بهمون نشون میده چطور دموکراسی میتونه به دیکتاتوری تبدیل بشه،اون هم وقتی خود مردم خواب خوش بی خیالی و میبینن.
این کتاب مثل یه سیلی خنده دار میمونه،نویسنده با یه لحن طنز و نیش دار،دنیای سیاست و جوری برامون نقاشی میکنه که هم خندمون میگیره و هم تنمون می لرزه،قصه درباره سرزمینیه که درگیر بازی های قدرت میشه،و دموقراضه (پادشاه) با شعارهای قشنگ سر مردم کلاه میزاره،لحن کتاب خیلی روان و سادست،انکار داری یه قصه شنیدنی و میخونی،ولی هر صفحش پر از حرف های بزرگه که قشنگ به دل میشینه،چیزی که تو ذهنم ازش مونده اینه که سیاست فقط کار سیاستمدارا نیست،اگه حواسمون نباشه،به دست خودمون زمینه رو برای دیکتاتوری فراهم میکنیم.(چقدر قصه آشنایی)
به درد چه کسی میخورد
اگه به مسائل اجتماعی و طنزهای سیاسی علاقه داری بخون. اگه حوصله تحلیل رفتارهای اجتماعی و سیاسی و نداری نخون،چون ممکنه زیادی برات تلخ بشه کتاب.
نوشتهیعلیرضا