داستان آدمهاییست که میان عشق، آزادی و انتخابهای زندگی، مدام دنبال معنایی برای بودن و دوست داشتن میگردند.
«بار هستی» داستان چهار شخصیت است که زندگیشان درگیر عشق، انتخاب، آزادی و شرایط سیاسی و اجتماعی چکسلواکی میشود. در مرکز داستان، رابطهی توما و ترزا قرار دارد؛ رابطهای که از یک طرف با عشق و وابستگی عمیق همراه است و از طرف دیگر با آزادیخواهی، تردید و تفاوت نگاهشان به زندگی.
کوندرا در این رمان فقط یک داستان عاشقانه تعریف نمیکند؛ مدام دربارهی سبکی و سنگینی زندگی، عشق، خیانت، آزادی، تنهایی، انتخاب و معنای زندگی سؤال میپرسد. حتی اتفاقهای سیاسی و تاریخی هم بیشتر بهانهای میشوند برای اینکه نشان دهد شرایط بیرونی چطور میتواند زندگی و انتخابهای آدمها را تغییر دهد.
فضای کتاب فلسفی، عاشقانه، گاهی تلخ و تأملبرانگیز است. کوندرا بین داستان و تأملهای فلسفی رفتوآمد میکند و همین باعث میشود کتاب را هم بهعنوان یک رمان بخوانی و هم مدام دربارهی ایدههایش فکر کنی.
کتاب نسبتاً طولانی است پیچیدهو جدی است؛ اما نثرش روان است. به نظرم اگر با کوندرا تازه آشنا میشوی، «هویت» شروع راحتتری است و بعد میتوانی سراغ «بار هستی» بروی.
سرفصلها
- ه
- خیانت و آزادی
- انتخاب و مسئولیت
- سبکی و سنگینی زندگی
- تنهایی
- معنای زندگی
- بدن و میل
- حسادت و وابستگی
- سیاست و سرکوب
- آزادی فردی
- تصادف و سرنوشت
- مرگ و جاودانگی
- رابطهی انسان با گذشته
به درد چه کسی میخورد
«بار هستی» به درد کسی میخوره که رمانهای عاشقانه، فلسفی و روانشناختی رو دوست داره و از کتابهایی لذت میبره که در کنار یک داستان، دربارهی عشق، آزادی، انتخاب و معنای زندگی هم سؤالهای جدی مطرح میکنن.
نوشتهیمهدا