مردی است که پس از سالها دوری و زخمهای گذشته، به شهری آشنا برمیگردد و در میان عشق، راز و آدمهای تازهای که وارد زندگیاش میشوند، دوباره معنا پیدا می کند.
تو را با مردی همراه میکند که مجبور میشود با گذشتهاش روبهرو شود و در مسیر آشنایی با آدمهای جدید، دوباره به زندگی و احساساتش فرصت بدهد. آرام، احساسی و کمی تلخ؛ همان فضای آشنای اسپارکس که عشق را کنار فقدان، خاطره و امید میگذارد. این حس که گاهی برگشتن به گذشته برای ماندن در آن نیست؛ برای این است که بتوانی بالاخره راهت را به سمت آینده پیدا کنی.
نوشتهیحدیث