روایت جنایتی واقعی است که در آن مرز میان شرارت، انسانیت و بیرحمی، در زندگی دو قاتل و قربانیانشان محو میشود.
به خونسردی، روایت قتلی هولناک در شهری کوچک است. کاپوتی با نگاهی دقیق، زندگی قربانیان و قاتلان را کنار هم میگذارد و مرز میان شرارت و انسانیت را به پرسش میکشد. کتابی با فضایی سرد، سنگین و دلهرهآور که تو را نه فقط با یک جنایت، بلکه با آدمهایی روبهرو میکند که پشت عنوان قاتل پنهان شدهاند. و چیزی که از آن با من ماند این پرسش بود که چه چیزی انسان را به چنین نقطهای میرساند؟
سرفصلها
- این کتاب در ساختار اصلی خود چهار بخش دارد:
- ۱. بخش اول: آخرین کسانی که آنها را زنده دیدند بخش دوم: اشخاص ناشناس
- بخش سوم: پاسخ
- بخش چهارم: گوشهای از جهان
به درد چه کسی میخورد
اگر دوست دارید ورای یک جنایت را ببینید و به جای قضاوت سریع، دربارهی آدمها و انگیزههایشان فکر کنیذ، این کتاب را پیشنهاد میکنم.
نوشتهیرویا