ابریشمک دارد صفحه را ورق میزند…
کتاب «تب مژگان» نوشتهی محمدرضا حدادپور جهرمی، نشر حداد، ۲۲۶ صفحه است. در ابریشمک ۱ کتابخوان آن را روی قفسهشان گذاشتهاند.
گفتم حالا که همه چیز به نفع شماست و منم دست شما گیر افتادم، حداقل بهم بگو تا بدونم آرمان چه کار کرده که می گی گوشش می جنبید؟ شروین با خنده گفت: خوشم میاد که می دونی داری می ری جهنم. باشه. بذار بگم برات. چون آرمان تنها کسی بود که از گل شیفته تو مجلس نوزدهم ماه پارسال فیلم گرفته بود. نمی دونم فیلم رو از کجا آورده بود؟ چون خود آرمان که تو مجلس نبود. از یک یک نفر کش رفته بود. یادم آمد که نفیسه یا مژگان، دقیق یادم نیست؛ به من گفته بودند که سهیلا، فریبا و گل شیفته یواشکی درباره قرهالعین شدن یکی از زنها حرف میزدند. تازه دوزاریم افتاد که آرمان عجب سوتی بزرگی از آنها گرفته بوده است که حتی برای کشتن خودش و باباش و خواهرش برنامهریزی کرده بودند.
۱ نفرخواندهاند
بگذار توی قفسهات:
با شمارهی موبایل، یک دقیقه؛ بعدش همینجا برمیگردی.
کسی الان این کتاب را نمیفروشد.
بگو دنبالش هستیکتابفروشهای راسته میبینند و اگر داشتند، قیمت میدهند.
ساختهشده برای کتابخوانهای فارسیزبان
© ۱۴۰۵، تمامی حقوق برای ابریشمک محفوظ است.