زنی که عضو جدید یک خانه بزرگی می شود و این زندگی جدید تجربه ای که نزدیک به اون هم نداشت براش رقم میزنه. و میخواهد جای خالی شخصی که به جایش آمده را پر کنه.
اسمی از این زن گفته نمی شود، که میتواند نشان از شخصیتی که خودش هم خودش را نمیپذرد باشد. ربکا یک فرد مبهم که تنش ها و اعتماد به نفس پایین زن داستان را شکل میدهد، آیا سزاوار این همه مهر و حسرت تز طرف دیگران است؟ این کتاب میتونه به خوبی نداشتن عزت نفس در زندگی ای که خودمون ممکنه حس کنیم لیاقتشو نداریم رو بهمون نشون بده. غرق شدن توسط خود و دیگران. یک داستان عاشقانه ولی پر از رمز .
به درد چه کسی میخورد
اگر رمانی عاشقانه و با روندی گاهی تند و گاهی اروم، داستانیکه رمز و راز هایی توشه و قابل حدس نیست دوست دارید بهتون پیشنهاد میکنم
نوشتهیمائده