داستان زنیست که در جهانی ساختهشده برای کنترل او، تلاش میکند هویت و آزادی خودش را از دست ندهد.
«سرگذشت ندیمه» داستان زنی به نام «آفرد» است که در جامعهای تمامیتخواه و مذهبی زندگی میکند؛ جامعهای که در آن زنان تقریباً تمام حقوق و آزادیهایشان را از دست دادهاند و فقط بر اساس نقشی که حکومت برایشان تعیین کرده، زندگی میکنند.
آفرد یکی از «ندیمهها»ست؛ زنانی که وظیفه دارند برای خانوادههای قدرتمند بچه به دنیا بیاورند. او در این شرایط تلاش میکند هویت، خاطرات و بخش کوچکی از آزادی خودش را حفظ کند و همزمان به گذشتهای فکر میکند که پیش از این زندگی سرکوبشده داشته است.
حالوهوای کتاب تاریک، خفهکننده، تلخ و اضطرابآور است. ترس همیشه در پسزمینه وجود دارد و خواننده مدام احساس میکند شخصیتها زیر نظر هستند. با این حال، در دل این فضای سنگین، میل به آزادی و مقاومت هم وجود دارد.
اتوود در این رمان دربارهی قدرت، کنترل بدن زنان، آزادی، مذهب، سرکوب، هویت، خانواده و مقاومت حرف میزند. چیزی که کتاب را تکاندهنده میکند این است که بسیاری از اتفاقات آن نه با خشونت آشکار، بلکه با گرفتن تدریجی حق انتخاب و عادی کردن محدودیتها اتفاق میافتند.
نثر کتاب روان و قابلفهم است، اما روایت گاهی بین زمان حال و خاطرات گذشته جابهجا میشود. به همین دلیل بهتر است با کمی حوصله خوانده شود. از نظر حجم و زبان، کتاب خیلی سخت نیست؛ چیزی که خواندنش را سنگین میکند، فضای روانی و موضوعات تلخ آن است.
اگر بخواهم حس خواندنش را در چند کلمه بگویم: تاریک، تلخ، اضطرابآور، تکاندهنده و ضداقتدار.
به نظرم ترسناکترین بخش «سرگذشت ندیمه» این است که نشان میدهد وقتی آزادی آدمها کمکم و به بهانههای مختلف گرفته شود، ممکن است یک روز بفهمیم دیگر چیزی از انتخاب و هویت قبلیمان باقی نمانده است.
سرفصلها
- سرکوب و استبداد
- حقوق و آزادی زنان
- کنترل بدن و باروری زنان
- قدرت و سوءاستفاده از قدرت
- مذهب و حکومت
- نظارت و کنترل اجتماعی
- هویت و از دست دادن فردیت
- عشق و روابط انسانی
- مادری و فرزند
- خانواده و نقشهای تحمیلی
- سکوت و آزادی بیان
- مقاومت و شورش
- ترس و ناامنی
- خاطره و گذشته
- عدالت و نابرابری
به درد چه کسی میخورد
به درد کسی میخوره که رمانهای دیستوپیایی، اجتماعی و تکاندهنده رو دوست داره و به موضوعاتی مثل آزادی، قدرت، حقوق زنان، سرکوب و مقاومت علاقهمنده؛ مخصوصاً اگر از داستانهایی که بعد از تمام شدنشان آدم را به فکر فرو میبرند لذت ببره.
نوشتهیمهدا