بنظرم کتاب باارزشی هست برای خوندن و تامل کردن. بعضی جمله ها خیلی عمیق تر از یه جمله ساده توی یه داستان هستن و منو میبرن به عمق خاطرات و تصمیمات زندگیم.
ابریشمک دارد صفحه را ورق میزند…
کتاب «سفر کوانتومی وال تنها»، نشر ایجاز، ۱۶۶ صفحه است. در ابریشمک ۱ کتابخوان آن را روی قفسهشان گذاشتهاند و ۱ نفر به آن امتیاز دادهاند؛ میانگین ۱۰٫۰ از ۱۰.
من عادت کرده بودم به اینکه دیگران بی تفاوت از کنارم رد بشن، عادت کرده بودم به تنهایی، به اینکه کسی صدامو نشنوه. من عادت کرده بودم گوشهای مثل گل و لای کف اقیانوس بی حرکت باشم و کاری انجام ندم اما تا اون روز فکر میکردم حداقل باعث آزار کسی نبودم؛ اما وقتی این جمله رو از یکی از عزیزترین والهای زندگیام شنیدم، فهمیدم همین بودن هم آزاردهنده شده چون من هیچ وقت مثل همه نبودم. وال ها با صداست که همدیگه رو پیدا می کنن ولی من به یه وال غیر عادی بودم؛ یک وال گنده، گندهتر از همه وال ها و البته لال، یعنی میگفتن که لالم.
۱
در حال خواندن
۰
خواندهام
۰
خواهم خواند
بگذار توی قفسهات:
با شمارهی موبایل، یک دقیقه؛ بعدش همینجا برمیگردی.
کسی الان این کتاب را نمیفروشد.
بگو دنبالش هستیکتابفروشهای راسته میبینند و اگر داشتند، قیمت میدهند.
«میدونی؛ والی که میل پرواز داشته باشه، توی آب های تمام اقیانوس ها غرق میشه.»
«دلم میخواد بهشون بگم چقدرخاص و بی نظیرن،بکم چیزی رومیان هایاهوی شهر گم کردنکه خیلی باارزشه و اون چیزی نیست جز "خود" اونا»
«رویاهای من برای من ترسناک بودن، من از چیزی که میتونستم باشم می ترسیدم»
«گفت: "خودت رو به مسیر بسپار، خودش همه چیز رو بهت میگه، فقط بهش اعتماد کن. یادت نره یه جاهایی مسیر سخت و تاریکه و تو تنها هستی، اینجاها بیشتر به صدای قلبت گوش کن."»
«انگار سفر من باید از این نقطه شروع میشد؛ از تاریک ترین، سردترین و ساکت ترین جای جهانم.»
بنظرم کتاب باارزشی هست برای خوندن و تامل کردن. بعضی جمله ها خیلی عمیق تر از یه جمله ساده توی یه داستان هستن و منو میبرن به عمق خاطرات و تصمیمات زندگیم.
ساختهشده برای کتابخوانهای فارسیزبان
© ۱۴۰۵، تمامی حقوق برای ابریشمک محفوظ است.