دوستش نداشتم تحت تاثیر ترند شدنش قرار گرفتم و خوندمش.
ابریشمک دارد صفحه را ورق میزند…
کتاب «سنگ کاغذ قیچی» نوشتهی جواد اسماعیلی، نشر ادریس، ۵۲ صفحه است. در ابریشمک ۱ کتابخوان آن را روی قفسهشان گذاشتهاند.
کتاب حاضر دربردارنده نمایشنامهای با موضوع حادثهای و وحشتآفرین است. در این نمایشنامه میخوانیم: «شاید برای شمایی که این نامه رو میخونید جالب باشه تا چیزهایی درباره این خونه بدونید. این خونه نفرین شده قصه عجیبی داره. میگن سالهاست که ارواح سرگردانی تو این خونه زندگی میکنند. میگن یه روزی یه زن و شوهر جوون، برای ادای یک رسم قدیمی آبا و اجدادی، برای به دنیا آوردن بچه اولشون، توی خونهای که پدر و پدربزرگها اولین بچشون رو همون جا بهدنیا آوردن، پا به این خونه گذاشتن. اما چند روزی از اومدن اونا به این خونه نگذشته بود که توی یک شب، اتفاق خیلی بدی برای اون زن و شوهر میافته.»
۱ نفرخواندهاند
بگذار توی قفسهات:
با شمارهی موبایل، یک دقیقه؛ بعدش همینجا برمیگردی.
کسی الان این کتاب را نمیفروشد.
بگو دنبالش هستیکتابفروشهای راسته میبینند و اگر داشتند، قیمت میدهند.
دوستش نداشتم تحت تاثیر ترند شدنش قرار گرفتم و خوندمش.
ساختهشده برای کتابخوانهای فارسیزبان
© ۱۴۰۵، تمامی حقوق برای ابریشمک محفوظ است.