این کتاب دربارهی عشق، زندگی و انتخابهای انسانه و باعث میشه به چیزهایی که همیشه بدیهی میدونستم، از یه زاویهی تازه نگاه کنم.
بعضی کتابها قرار نیست فقط چیزی به دانستههامون اضافه کنن؛ قراره نگاهمون رو به چیزهایی که همیشه بدیهی میدونستیم، تغییر بدن. «لذات فلسفه» از اون کتابهاست که من رو به مکث کردن و دوباره فکر کردن دربارهی زندگی، عشق، اخلاق، آزادی و انتخابهای انسانی دعوت میکنه.
حین خوندنش، مدام با این فکر روبهرو میشدم که چقدر از باورهای ما تحت تأثیر عادتها، محیط و چیزهاییه که از گذشته پذیرفتیم، بدون اینکه واقعاً دربارهشون فکر کرده باشیم. این کتاب سعی نمیکنه همهچیز رو ساده و روشن جلوه بده؛ برعکس، بعضی وقتها سؤالهایی ایجاد میکنه که جواب دادن بهشون به این راحتیها نیست.
حالوهوای کتاب بیشتر تأملبرانگیزه تا سرگرمکننده؛ کتابی که شاید نتونم با سرعت بخونمش، چون بعضی از حرفهاش نیاز دارن کمی در ذهنم بمونن و از زاویههای مختلف بهشون نگاه کنم.
چیزی که بیشتر از همه با خودم نگه میدارم، اینه که فلسفه فقط بحث دربارهی نظریههای پیچیده نیست؛ گاهی از همینجا شروع میشه که از خودم بپرسم چرا اینطور فکر میکنم، چرا این انتخاب رو انجام میدم و آیا چیزی که بهش باور دارم، واقعاً حاصل فکر کردن خودمه یا فقط بهش عادت کردم؟
شاید نتونم با تمام دیدگاههای کتاب موافق باشم، اما فکر میکنم ارزشش دقیقاً در همین باشه که آدم رو به فکر کردن و پرسیدن سؤالهای تازه وامیداره.
به درد چه کسی میخورد
اگر به فلسفه، عشق، آزادی و سؤالهای عمیق زندگی علاقه داری و دوست داری باورهای خودت رو به چالش بکشی، این کتاب رو بخون. اما اگر دنبال یه کتاب داستانی و سرگرمکنندهای که راحت و سریع پیش بره هستی، احتمالاً انتخاب مناسبی برات نیست.
نوشتهیناهید