وقتی این کتاب رو میخونم همش درهم بودن حس میکنم انگار از اون خواباس که افتادی توش و هی چیزای مختلف و متفاوت میشنوی گاهی به هم ربط داره گاهی هم نه . نمیدونم شاید سبکی از نوشتنه چون با چنتا از کتاب این حسو گرفتم شاید خاطرات تیکه تیکه نویسنده هست.
ابریشمک دارد صفحه را ورق میزند…
کتاب «ما سه نفر هستیم» نوشتهی داوود غفارزادگان، نشر ثالث، ۹۶ صفحه است. در ابریشمک ۱ کتابخوان آن را روی قفسهشان گذاشتهاند.
کتاب حاضر، مشتمل بر مجموعه داستانهای کوتاه فارسی، با موضوعات مختلف است. عنوان داستانها عبارتند از: «ما سه نفر هستیم»، «سگ»، «گودال»، «آشوب»، «زخم»، «چکمه»، «شهر شهربند» و... . در خلاصة داستان «سگ» آمده «آقای خدمتی»، معلّمی است که در سیاستهای مختلف کشور دخالت نمیکند. او سه پایه کلاس را در روستایی درس میدهد. بازرس رژیم پهلوی، برای نوشتن گزارش به روستا میآید و بدین توضیح، آقای خدمتی را با جیپ خود میبرد. آنها به پایین دره «خاتون کندی» میروند و بازرس چون بندة زرخریدی، چوبی برای دفاع در مقابل سگها به خدمتی میدهد و برای نوشتن گزارش از روستا حرکت میکند.
۱ نفرخواندهاند
بگذار توی قفسهات:
با شمارهی موبایل، یک دقیقه؛ بعدش همینجا برمیگردی.
کسی الان این کتاب را نمیفروشد.
بگو دنبالش هستیکتابفروشهای راسته میبینند و اگر داشتند، قیمت میدهند.
وقتی این کتاب رو میخونم همش درهم بودن حس میکنم انگار از اون خواباس که افتادی توش و هی چیزای مختلف و متفاوت میشنوی گاهی به هم ربط داره گاهی هم نه . نمیدونم شاید سبکی از نوشتنه چون با چنتا از کتاب این حسو گرفتم شاید خاطرات تیکه تیکه نویسنده هست.
ساختهشده برای کتابخوانهای فارسیزبان
© ۱۴۰۵، تمامی حقوق برای ابریشمک محفوظ است.