روایت کودکیست که در دل جنگ و خشونت، قدمبهقدم معصومیتش را از دست میدهد و برای زنده ماندن مجبور میشود با بیرحمترین چهرهی انسان رو به رو شود.
داستان در سالهای جنگ جهانی دوم میگذرد و از نگاه یک پسربچهی یهودی روایت میشود که در سرزمینی نامشخص در اروپای شرقی، از خانوادهاش جدا میشود و برای زنده ماندن از روستایی به روستای دیگر سرگردان میشود.
پسر در این سفر با جهانی بسیار خشن روبهرو میشود؛ فقر، جنگ، تعصب، خرافات، خشونت و بیرحمی آدمها بخشی از زندگی روزمرهی او میشوند. او که در ابتدا کودکی بیپناه است، کمکم مجبور میشود برای زنده ماندن با این جهان خشن سازگار شود.
یکی از مهمترین تصاویر کتاب، پرندهای است که صاحبش آن را رنگ میکند و دوباره میان پرندگان دیگر رها میکند. پرندهی رنگشده چون با بقیه متفاوت است، از طرف دستهی خودش طرد و نابود میشود. این تصویر، استعارهای مرکزی برای کتاب است: متفاوت بودن در جامعهای خشن میتواند به بهای سنگینی تمام شود.
اما کتاب فقط دربارهی جنگ نیست؛ دربارهی کودکیای است که در اثر خشونت از بین میرود. پسر در طول سفر چیزهایی را میبیند و تجربه میکند که نگاهش به انسان، اعتماد و حتی خودش را تغییر میدهد
این کتاب بسیار تلخ، خشن و آزاردهنده است و بعضی صحنههایش واقعاً سنگیناند. خشونت علیه کودک، آزار جنسی، حیوانآزاری و رفتارهای بسیار بیرحمانه در آن وجود دارد. بنابراین برخلاف چیزی که شاید از عنوان شاعرانهاش تصور کنی، کتاب اصلاً اثر لطیف یا آرامی نیست.
از طرف دیگر، نثر کتاب نسبتاً ساده و سرد است و همین لحن، تأثیر اتفاقهای خشن داستان را بیشتر میکند. داستان بیشتر به شکل مجموعهای از تجربهها و برخوردهای پسر پیش میرود تا یک ماجرای کلاسیک و پرتعلیق.
یک نکته درباره خود کتاب «پرواز را به خاطر بسپار» از همان ابتدا بهعنوان اثری بسیار بحثبرانگیز شناخته شد. کازینسکی در ابتدا آن را تا حدی به تجربههای شخصی خود در جنگ مرتبط میکرد، اما بعدها مشخص شد بخش مهمی از روایت، داستانی و ساختگی بوده و دربارهی میزان اتکای کتاب به زندگی واقعی او بحثهای جدی شکل گرفته است. بنابراین بهتر است کتاب را بهعنوان رمانی دربارهی تجربهی جنگ و خشونت بخوانیم، نه یک خاطرات مستند از کودکی نویسنده.
به درد چه کسی میخورد
به درد کسی میخوره که رمانهای تاریک، روانشناختی و تکاندهنده را دوست دارد و میتواند با داستانهایی دربارهی جنگ، خشونت و فروپاشی معصومیت کنار بیاید
نوشتهیمهدا