داستان عشقیست که میان غرور، سنت و دشمنیهای قدیمی شکل میگیرد و برای زنده ماندن، باید از آزمونهای سختی عبور کند.
گالان و سولماز از مهمترین شخصیتهای بخش ابتدایی «آتش بدون دود» هستند؛ داستان عشقی آنها در میان دو خانواده و دو جهانِ پر از غرور، کینه و تعصب شکل میگیرد.
گالان مردی سرسخت و مغرور است که نمیخواهد در برابر سنتها و خواستههای دیگران کوتاه بیاید و سولماز زنیست که عشق و انتخاب خودش را دنبال میکند. اما این عشق در فضایی شکل گرفته که غرور، آبرو، سنت و دشمنیهای قدیمی اجازه نمیدهند زندگی سادهای داشته باشند.
نادر ابراهیمی از رابطهی این دو فقط یک داستان عاشقانه نمیسازد؛ از طریق آن، زندگی و فرهنگ ترکمنها و تأثیر سنتها بر عشق، خانواده و سرنوشت آدمها را نشان میدهد. عشق گالان و سولماز، در کنار زیباییاش، پر از رنج، کشمکش و انتخابهای دشوار است.
نوشتهیمهدا