ترس و لرز یعنی ترس اجتماعی،روستایی ،انسانی بر بستر خرافه
«ترس و لرز» مجموعهای از داستانهای کوتاه و بههمپیوستهی غلامحسین ساعدی است که در یک فضای روستایی و دورافتاده اتفاق میافتند؛ جایی که زندگی مردم با فقر، ترس، خرافه، جهل و اضطراب گره خورده است. داستانها دربارهی آدمهای معمولیای هستند که با اتفاقها و موقعیتهای عجیب و ترسناکی روبهرو میشوند. ساعدی خیلی آرام و بدون اینکه از همان ابتدا همهچیز را توضیح بدهد، ترس را وارد زندگی شخصیتها میکند. کمکم احساس میکنی یک اتفاق ناشناخته یا یک نیروی نامرئی دارد روی زندگی این آدمها سایه میاندازد. چیزی که کتاب را خاص میکند، این است که ترس در آن فقط ترس از یک موجود یا اتفاق عجیب نیست؛ ترس از فقر، گرسنگی، بیماری، ناشناختهها، تنهایی و حتی ترس از خودِ آدمهاست. خرافه هم در داستانها نقش مهمی دارد و نشان میدهد وقتی آدمها پاسخ روشنی برای اتفاقهای اطرافشان ندارند، چطور ممکن است به باورهای عجیب پناه ببرند. حالوهوای کتاب سنگین، غریب، خفه و اضطرابآور است. روستا و فضای داستانها آنقدر سرد و بیپناه تصویر میشوند که حتی اتفاقهای معمولی هم حس ناخوشایندی پیدا میکنند. انگار همیشه چیزی در پسزمینه منتظر است که آرامش شخصیتها را به هم بزند. لحن ساعدی ساده و واقعگراست، اما در دل همین زبان ساده، یک فضای وهمآلود و گاهی کابوسوار ساخته میشود. نکتهی جالب این است که ساعدی لازم نیست زیاد توضیح بدهد یا از ترس حرف بزند؛ بیشتر با رفتار آدمها، سکوتها و اتفاقهای عجیب، ترس را به خواننده منتقل میکند. در کنار ترس، طنز تلخ هم در کتاب وجود دارد. بعضی رفتارها و باورهای شخصیتها ممکن است در ظاهر حتی خندهدار باشند، اما پشت همان خنده، فقر، ناآگاهی و درماندگی آدمها دیده میشود. همین ترکیبِ ترس و طنز تلخ، فضای داستانها را خاصتر کرده است. از نظر سختی، «ترس و لرز» کتاب سختی نیست. داستانها کوتاهاند و نثر ساعدی روان و قابلفهم است. چیزی که ممکن است کمی چالشبرانگیز باشد، فضای نمادین و بعضی اتفاقهای غیرعادی کتاب است. لازم نیست حتماً دنبال یک توضیح منطقی برای همهچیز باشی؛ بهتر است اجازه بدهی فضای داستان را تجربه کنی. اگر بخواهم حس خواندنش را در چند کلمه بگویم: ترسناک، غریب، تلخ، وهمآلود و بهشدت انسانی. به نظرم «ترس و لرز» بیشتر از اینکه بخواهد واقعاً تو را بترساند، میخواهد نشان بدهد آدمی وقتی فقیر، تنها و درمانده میشود، چطور میتواند از ناشناختهها بترسد و به خرافه پناه ببرد.
سرفصلها
- فقر، خرافه، ترس، جهل، تنهایی، درماندگی، بیماری، ناشناختهها و تأثیر ترس بر زندگی آدمها
به درد چه کسی میخورد
«ترس و لرز» به درد کسی میخوره که داستانهای کوتاه، تاریک و متفاوت رو دوست داره و به فضای وهمآلود و روانشناختی علاقهمنده؛ مخصوصاً اگر دوست داشته باشه پشت یک داستان ترسناک، مسائل اجتماعی و انسانی مثل فقر، خرافه و تنهایی رو هم ببینه.
نوشتهیمهدا