ابریشمک دارد صفحه را ورق میزند…
کتاب «خانه روشنی» نوشتهی غلامحسین ساعدی، نشر نگاه، ۱۴۸ صفحه است. در ابریشمک ۱ کتابخوان آن را روی قفسهشان گذاشتهاند.
کتاب حاضر دربردارنده پنج نمایشنامه با عنوانهای «دعوت»، «دست بالای دست»، «خوشا به حال بردباران»، «پیام زن دانا و خانه روشنی» است. «خانه روشنی» یکی از نمایشهای این مجموعه است که شخصیتهای آن را «دکتر نظامی»، «تیمسار» و «استوار» تشکیل میدهند. اولین صحنه در اتاق خواب تیمسار به روی پرده میآید. تیمسار بیمار است و در اتاقی نیمهتاریک در روی تخت خوابیده است. او با فلج شدن سمت چپ بدنش توانایی حرکت ندارد. دکتر نظامی او را معاینه کرده از اتاق خارج میشود. در این هنگام تیمسار با صدایی ضعیف دکتر را صدا کرده از او میخواهد تا نظر قطعی خود را بیان کند. بیماری او طبق نظر پزشکان درمانناپذیر است، اما دکتر نظامی عقیدهای جز این دارد. دکتر خطاب به تیمسار میگوید که بیماری او بهزودی بهبود خواهد یافت. تیمسار از شنیدن این حرف متعجب شده از دکتر میخواهد تا او را دوباره معاینه کند. دکتر نیز با اطمینان او را معاینه کرده امیدوار میسازد.
۱ نفرمیخواهند بخوانند
بگذار توی قفسهات:
با شمارهی موبایل، یک دقیقه؛ بعدش همینجا برمیگردی.
کسی الان این کتاب را نمیفروشد.
بگو دنبالش هستیکتابفروشهای راسته میبینند و اگر داشتند، قیمت میدهند.
ساختهشده برای کتابخوانهای فارسیزبان
© ۱۴۰۵، تمامی حقوق برای ابریشمک محفوظ است.