ابریشمک دارد صفحه را ورق میزند…
کتاب «خمره»، نشر معین است. در ابریشمک ۱ کتابخوان آن را روی قفسهشان گذاشتهاند.
داستان بلند حاضر که به دو زبان فارسی و انگلیسی به چاپ رسیده، درباره خمره آبخوری قدیمی و بزرگی است که در یک مدرسه روستایی نصب شده است .خمره ترک میخورد، سپس ماجراهایی روی میدهد که داستان براساس آن شکل گرفته است .در این ماجراها مدیر، دانشآموزان مدرسه و اهالی ده، هر یک به نوعی نقش دارند .در این داستان، پدر یکی از دانشآموزان ترمیم خمره را برعهده میگیرد به این شرط که آهک و خاکستر و تخممرغ به اندازه کافی فراهم شود .اگر چه تهیه آن همه تخممرغ و مواد لازم از خانههای اهالی روستا، بدبینیهایی را نسبت به مدیر و دانشآموزان ایجاد میکند اما بالاخره خمره ترمیم میشود ;با این همه، چند ساعت بعد جای دیگری از خمره ترک برمیدارد .استفاده از خمره "عموجان "که سالها در آن سرکه نگهداری میشد نیز به دلیل آغشته شدن آب با بوی سرکه قابل استفاده نیست .سرانجام اهالی روستا پول جمع میکنند و قرار میشود خمرهای نو برای مدرسه خریداری شود .هر چند خمره نیز ماجراهایی را سبب میگردد، اما بالاخره خمره جدید به مدرسه میآید و بچهها خوشحال میشوند، ولی با ترک خوردن خمره جدید شادی بچهها دیری نمیپاید .تا این که هنگام امتحانات و آغاز تعطیلی مدرسه خمره تازهای را که اداره فرهنگ قول آن را داده است در مدرسه نصب میشود و بچهها از این که در سال تحصیلی آینده، خمره تازهای خواهند داشت خوشحال میشوند .
۱ نفرمیخواهند بخوانند
بگذار توی قفسهات:
با شمارهی موبایل، یک دقیقه؛ بعدش همینجا برمیگردی.
کسی الان این کتاب را نمیفروشد.
ولی ۱ نفر پیشتر همین کتاب را از راسته خریده.
بگو دنبالش هستیکتابفروشهای راسته میبینند و اگر داشتند، قیمت میدهند.
ساختهشده برای کتابخوانهای فارسیزبان
© ۱۴۰۵، تمامی حقوق برای ابریشمک محفوظ است.