ابریشمک دارد صفحه را ورق میزند…
کتاب «سوکورو تازاکی بیرنگ و سالهای زیارتش» نوشتهی هاروکی موراکامی، نشر چشمه، ۳۰۲ صفحه است. در ابریشمک ۲ کتابخوان آن را روی قفسهشان گذاشتهاند.
در دوران دبیرستان، سوکورو بخشی از یک گروه پنج نفره بسیار صمیمی بود که شامل دو پسر و دو دختر دیگر میشد. نکته قابل توجه این بود که نام خانوادگی هر چهار دوست او حاوی یک رنگ بود (قرمز، آبی، سفید و سیاه)، در حالی که نام سوکورو فاقد هرگونه رنگی بود، که باعث میشد او احساس "بیرنگ" یا معمولی بودن در میان دوستان خاص خود داشته باشد. این دوستی عمیق به طور ناگهانی و بدون هیچ توضیحی در سال دوم دانشگاه سوکورو از هم پاشید. چهار دوست او به طور کامل ارتباط خود را با او قطع کردند، اتفاقی که ضربه روحی شدیدی به سوکورو وارد کرد و او را تا آستانه مرگ و انزوای عمیق کشاند. سالها بعد، در حالی که سوکورو به عنوان طراح ایستگاه قطار در توکیو مشغول به کار است و زندگی به ظاهر آرامی دارد، اما همچنان تحت تأثیر این طرد شدن ناگهانی قرار دارد و قادر به برقراری روابط عمیق و پایدار نیست.
۲ نفرخواندهاند
بگذار توی قفسهات:
با شمارهی موبایل، یک دقیقه؛ بعدش همینجا برمیگردی.
کسی الان این کتاب را نمیفروشد.
بگو دنبالش هستیکتابفروشهای راسته میبینند و اگر داشتند، قیمت میدهند.
ساختهشده برای کتابخوانهای فارسیزبان
© ۱۴۰۵، تمامی حقوق برای ابریشمک محفوظ است.