همیشه هر چی سنگه جلوی پای لنگه😩
ابریشمک دارد صفحه را ورق میزند…
کتاب «شادکامان دره قرهسو» نوشتهی علیمحمد افغانی، نشر نگاه، ۸۰۲ صفحه است. در ابریشمک ۵ کتابخوان آن را روی قفسهشان گذاشتهاند و ۱ نفر به آن امتیاز دادهاند؛ میانگینِ ۱۰ از ۱۰.
بهرام ساویز، جوانکی 19ساله بود. پدرش استادباشی، مرد 60سالة تجربهکردهای بود که بنا به ضرورت به دورود از محال روستایی شرق کرمانشاهان رفته بود. استادباشی حاضر شده بود برای بدیعالملک و برادرش جلایرخان، که قراء دورود را مالک بودند، در مسیر رود قرهسو سدی بسازد و ششماهه تحویل دهد. اما اینک هشت ماه گذشته بود و سه بار پیدرپی سیلابهای تند بهاری سد را از جا کنده و با خود برده بودند. استادباشی با سرسختی و همت، مقداری از خسارت را جبران کرده بود. بهرام که در شهر به دبیرستان میرفت، هنگامی که دید پدرش به ضرورت و برای امرار معاش خانواده، خود را به ده تبعید کرده، ترکتحصیل کرد و از روی وظیفة فرزندی و غیرتمندی راهی دیار غربت شد تا پدرش را یاری برساند.
۲ نفرمیخوانندش۱ نفرخواندهاند۲ نفرمیخواهند بخوانند
این کتاب روی قفسهها با این چاپها هست.
۵ خواننده
۲ خواننده، ۱ نفر تمامش کردند
بگذار توی قفسهات:
با شمارهی موبایل، یک دقیقه؛ بعدش همینجا برمیگردی.
کسی الان این کتاب را نمیفروشد.
بگو دنبالش هستیکتابفروشهای راسته میبینند و اگر داشتند، قیمت میدهند.
«کسی که کنار جنگل خانه میسازد به ناچار شبی یا روزی با درنده ای روبرو خواهد شد»
همیشه هر چی سنگه جلوی پای لنگه😩
ساختهشده برای کتابخوانهای فارسیزبان
© ۱۴۰۵، تمامی حقوق برای ابریشمک محفوظ است.