ابریشمک دارد صفحه را ورق میزند…
کتاب «قمار عاشقانه شمس و مولانا» نوشتهی عبدالکریم سروش، نشر صراط، ۳۳۰ صفحه است. در ابریشمک ۱ کتابخوان آن را روی قفسهشان گذاشتهاند.
نگارنده در این مجموعه بر آن است تلاطم روحی و حالات عرفانی مولانا محمد بلخی را شرح و تفسیر نماید و طی آن به تبیین پارهای از حکایات مثنوی اهتمام میورزد . "عبدالکریم سروش "در پیش گفتار کتاب خاطر نشان میکند" :این کتاب شرح جهش جانانه و جنونآمیز جان جوانمردی است که پیش از آن که صبح معرفت از مشرق سرش بردمد و شمس عشق در افق اقبالش طالع شود...زاهدی با ترس و سجادهنشینی باوقار ... بود و وقتی در چنگال شیری شیخگیر افتاد و دولت عشق را نصیب برد، زندهای خندان، عاشقی پران ....و آفتابی بی سایه شد و این همه را وامدار آن بود که دلیرانه و کریمانه و فارغ از بندگی و سلطنت و شریعت و ملت تن به قضای عشق داد و پا در قماری عاشقانه نهاد ."این کتاب در واقع مجموعه سخنرانیهای نامبرده در باب مولوی و اندیشه اوست که با تاویلی از چند حکایت مثنوی درهم آمیخته است . "قمار عاشقانه "نخستین مبحث کتاب است که طی آن اندیشههای مولانا در قالب "عرفان عاشقانه "بررسی و ارزیابی میشود" .مولوی و تصوف عشقی"، غم عاشقی و خنده معشوقی"، "خنده نمکین خداوند"، "شمس و مولانا"، "تاویل در مثنوی"، "حسین بن علی و جلالالدین رومی"، "قصه موسی و شبان و رازهای نهان"، "دریا و آفتاب در شعر مولوی "و "دستان معاویه و ابلیس "از دیگر مباحث این کتاب به شمار میآیند .
۱ نفرمیخواهند بخوانند
بگذار توی قفسهات:
با شمارهی موبایل، یک دقیقه؛ بعدش همینجا برمیگردی.
کسی الان این کتاب را نمیفروشد.
بگو دنبالش هستیکتابفروشهای راسته میبینند و اگر داشتند، قیمت میدهند.
ساختهشده برای کتابخوانهای فارسیزبان
© ۱۴۰۵، تمامی حقوق برای ابریشمک محفوظ است.