کتابی دربارهی مرگ است که در نهایت بیشتر از هر چیز، ارزشِ دوست داشتن و زندگی کردن را به یادمان میآورد.
کتاب دربارهی مواجههی یک زوج با پیری، بیماری، مرگ، عشق و فقدان است. اروین و مریلین در این کتاب از تجربهی شخصیشان مینویسند و نشان میدهند وقتی مرگ از یک مفهوم دور به یک واقعیت نزدیک تبدیل میشود، نگاه انسان به زندگی و رابطه چگونه تغییر میکند. چه حالی دارد؟ بسیار صمیمی، آرام، دردناک و انسانی. غم دارد، اما کتاب دربارهی مرگ متوقف نمیشود؛ در دل فقدان، از عشق، خاطره و ارزشِ زمانِ باقیمانده هم حرف میزند. چه چیزی از آن میماند؟ این حس که آگاهی از پایان، لزوماً زندگی را بیمعنا نمیکند؛ گاهی برعکس، باعث میشود حضور آدمها و لحظههای معمولی را جدیتر ببینیم.
سرفصلها
- مواجهه با مرگ: وقتی مرگ دیگر یک مفهوم دور نیست.
- عشق در سالهای پایانی: رابطهای که با نزدیک شدن پایان، معنای تازهای پیدا میکند.
- همراهی: بودن کنار کسی که از چیزی میترسد که هر دو میدانند اجتنابناپذیر است.
- زمان: ارزش لحظههایی که ناگهان محدود به نظر میرسند.
- ترس از مرگ: اضطراب، انکار و تلاش برای کنار آمدن با پایان.
- خاطره و گذشته: مرور زندگی و چیزهایی که از آن باقی میمانند.
- فقدان: تجربهی نبودن کسی که بخش مهمی از زندگی بوده است.
- معنای زندگی: اینکه در مواجهه با مرگ، چه چیزهایی واقعاً اهمیت پیدا میکنند.
- پذیرش: نه فراموش کردن مرگ، بلکه پیدا کردن راهی برای زندگی کردن با آگاهی از آن.
به درد چه کسی میخورد
اگر از رواندرمانی اگزیستانسیال و نوشتههای یالوم لذت بردی، این کتاب وجه بسیار شخصیتر و صمیمیتری از او را نشان میدهد. همچنین برای کسی که به موضوع مرگ، عشق، فقدان و معنای زندگی علاقه دارد، کتاب تأملبرانگیزی است.
نوشتهینسترن