ابریشمک دارد صفحه را ورق میزند…
کتاب «وقتی نیچه گریست: رمانی دربارهی وسواس» نوشتهی اروین د. یالوم، نشر قطره، ۵۲۰ صفحه است. در ابریشمک ۶ کتابخوان آن را روی قفسهشان گذاشتهاند.
۱ نفرمیخوانندش۳ نفرخواندهاند۲ نفرمیخواهند بخوانند
بگذار توی قفسهات:
با شمارهی موبایل، یک دقیقه؛ بعدش همینجا برمیگردی.
کسی الان این کتاب را نمیفروشد.
بگو دنبالش هستیکتابفروشهای راسته میبینند و اگر داشتند، قیمت میدهند.
«ولی پیش از آنکه چیزی را از آنِ خود کنم، چگونه می توانم آن را به دیگری ببخشم؟»
«یوزف،بهتر است انسان جرئت تغییر باورهایش را بیابد. وظیفه و ایمان فریبی بیش نیست، حجابی برای پوشاندن آنچه در پسشان است. رهاسازی خویشتن به معنای گفتن نه ای مقدس حتی به وظیفه است.»
«یوزف، مدت ها پیش متوجه شدم کنار آمدن با بی اعتباری و بدنامی ساده تر از کنار آمدن با عذاب وجدان است.»
«یوزف، من همیشه معتقد بوده ام که ما بیشتر دلباخته ی اشتیاقیم تا دلباخته ی آنچه اشتیاقمان را برانگیخته است!»
«آیا بهتر نیست پیش از تولید مثل بیافرینیم و برازنده شویم؟ وظیفه ی ما در قبال زندگی، آفریدن موجودی برتر است، نه تولید موجودی پست تر.»
ساختهشده برای کتابخوانهای فارسیزبان
© ۱۴۰۵، تمامی حقوق برای ابریشمک محفوظ است.