ابریشمک دارد صفحه را ورق میزند…
کتاب «و باز هم سفر» نوشتهی ناصر یوسفی، نشر افق، ۳۹۲ صفحه است. در ابریشمک ۱ کتابخوان آن را روی قفسهشان گذاشتهاند و ۱ نفر به آن امتیاز دادهاند؛ میانگینِ ۵ از ۱۰.
داستان این کتاب درباره شهری است که یک رسم درباره نوجوانان در آن اجرا میشده است؛ هر دختر و پسری که در این شهر به سن ۱۴ سالگی میرسید باید به سفر بزرگ میرفت. این بخشی از قانون بزرگ شدن بود. این داستان شخصیتی به نام «سام» دارد که شنیده بود گاهی سفر بچهها ماهها و سالها طول میکشد. «سام» همچنین شنیده بود که بعضی از بچهها، هیچوقت به خانه برنگشتهاند. در داستان میخوانیم:«تا آخر شب که زمان خواب بود و چراغها خاموش شدند، فقط خودش بود. احساس خوبی داشت».
۱ نفرخواندهاند
بگذار توی قفسهات:
با شمارهی موبایل، یک دقیقه؛ بعدش همینجا برمیگردی.
کسی الان این کتاب را نمیفروشد.
بگو دنبالش هستیکتابفروشهای راسته میبینند و اگر داشتند، قیمت میدهند.
ساختهشده برای کتابخوانهای فارسیزبان
© ۱۴۰۵، تمامی حقوق برای ابریشمک محفوظ است.