«چشمهایش» مجموعهای از شعرهای عاشقانه و احساسی است که بیشتر حول دلتنگی، عشق، خیال و تنهایی میچرخد.
این اثر در دستهی شعر نو و شعر معاصر قرار میگیرد و نوشتههای عاطفه میرزایی بیشتر حالوهوایی شخصی و عاطفی دارند؛ یعنی بهجای روایت یک داستان منسجم، با احساسات و تصویرهای عاشقانه روبهرو میشویم. کتاب در نسخهی چاپی حدود ۴۳ تا ۴۴ صفحه دارد و نشر آن نسل روشن است. اگر بخواهم حس کلیاش را با چند کلمه بگویم: عاشقانه + دلتنگ + خیالپردازانه + کمی تلخ در شعرها چیزهایی مثل چشم، نگاه، خاطره، تنهایی، باران، ماه، پنجره و انتظار بهعنوان تصویرهای احساسی زیاد دیده میشوند. بیشتر از اینکه بخواهی یک داستان یا پیام مشخص را دنبال کنی، احتمالاً حسِ دلتنگی و عاشقانهای که شعرها منتقل میکنند در ذهنت میماند.
به درد چه کسی میخورد
اگر از شعرهایی خوشت میآید که: خیلی فلسفی و پیچیده نیستند زبان نسبتا ساده ای دارند و درباره عشق و دلتنگی اند و بیشتر قرار است حس ایجاد کنند تا داستان تعریف کنند، احتمالاً از فضای کتاب خوشت میآید. یک نکته: این کتاب با رمان معروف «چشمهایش» بزرگ علوی متفاوت است؛ اثر عاطفه میرزایی یک مجموعه شعر است.
نوشتهیحدیث