روایتِ عشق و بقا است. داستانِ زنی مغرور، سرسخت و جاه طلب است ک برای بقا میجنگد.
روایتگرِ زنیست که در میانِ جنگ، فقدان و فروپاشی، برای بقا و دوباره ساختنِ زندگیاش تلاش میکند. اسکارلت شبیه قهرمانانِ بینقص نیست، زنیست سرسخت، جاهطلب و سنتشکن، پر از اشتباه و تناقض، اما درست همین نقصهاست که او را به شخصیتی واقعی و فراموشنشدنی تبدیل میکند. حال و هوای کتاب عاشقانه، پرتنش و اندکی تلخ است، و نثری توصیفی و جزئی نگر دارد. چیزی که از کتاب با من ماند، اسکارلت بود. زنی که با تمام ضعفها، غرور و اشتباهاتش، جنگیدن برای زندگی و خواسته هایم به من آموخت.
سرفصلها
- ۱.زندگی اسکارلت اوهارا در تارا
- ۲. عشق اسکارلت به اشلی ویلکس
- ۳. اعلام نامزدی اشلی با ملانی
- ۴. آغاز جنگ داخلی آمریکا
- ۵. ازدواج اسکارلت و تغییر ناگهانی زندگیاش
- ۶. بازگشت اسکارلت به تارا
- ۷. ویرانی جنوب و سقوط خانوادهٔ اوهارا
- ۸. تلاش اسکارلت برای حفظ تارا
- ۹. ازدواج اسکارلت و تلاش برای ثروتمند شدن
- ۱۰. آشنایی و نزدیکتر شدن اسکارلت و رت باتلر
- ۱۱. بازسازی زندگی در آتلانتا
- ۱۲. درگیری اسکارلت با هنجارهای اجتماعی
- ۱۳. مرگ ملانی و آشکار شدن حقیقت احساسات اسکارلت
- ۱۴. رویارویی اسکارلت با واقعیت عشقش به اشلی
- ۱۵. فروپاشی رابطهٔ اسکارلت و رت
- ۱۶. ترک کردن رت و تنهایی اسکارلت
- ۱۷. تصمیم اسکارلت برای بازسازی زندگی و بازگشت به تارا
به درد چه کسی میخورد
این شاهکار را به همه دوستان پیشنهاد میدهم، خصوصا اگر به رمان های کلاسیک و شخصیت محور علاقه دارید. نه تنها برای تویی که عاشق رکام کلاسیک هستی، برای تویی که دوست داری زندگی کردن رو از زوایا مختلف و دیدگاه های ادم هایی با شخصیت های متفاوت حس کنی هم این کتاب عالی است.