اینکه مرگ واقعه ای بزرگ است که هر روز در ناخوداگاه و خوداگاه باهاش سر می کنیم. با این کتاب و قلم عالی خانم مرعشی به بیمارستان و صحرا و دریا سفر کردم .
ابریشمک دارد صفحه را ورق میزند…
کتاب «درباره کشتن» نوشتهی نسیم مرعشی، نشر چشمه است. در ابریشمک ۱ کتابخوان آن را روی قفسهشان گذاشتهاند و ۱ نفر به آن امتیاز دادهاند؛ میانگین ۶٫۰ از ۱۰.
۰
در حال خواندن
۱
خواندهام
۰
خواهم خواند
بگذار توی قفسهات:
با شمارهی موبایل، یک دقیقه؛ بعدش همینجا برمیگردی.
کسی الان این کتاب را نمیفروشد.
بگو دنبالش هستیکتابفروشهای راسته میبینند و اگر داشتند، قیمت میدهند.
«چرا اینجا میآیم؟ اینجا برای من ته خط است. تهِ تهِ همهچیز. بیشتر از مرگ. وقتی میآیم میفهمم ته آنقدرها هم تاریک نیست. و این خیلی آرامبخش است و این مایهٔ شجاعت است.»
«آن روزها نزدیکترین کسانم همین جنازهها بودند.»
«مَردِ بُرده شادیاش در قهوهخانه است، اما مرد باخته با گنداخلاقیاش، بیکاریاش و بیپولیاش در خانه میماند.»
«حالا دیگر اینقدر خستهام که به هر تغییری راضیام.»
«حوصلهٔ هیچ کاری را ندارم؛ نه خواندن، نه نوشتن. بارها لپتاپم را آوردم که کار کنم، یا کتابی آوردم که بخوانم، حتی هدفون توی گوشم گذاشتم که چیزی گوش کنم اما نتوانستم. انگار وقتی دوروبرت همهچیز دربارهٔ مُردن و ماندن است فکر کردن به هر کار دیگری بیاهمیت یا غیرضروری یا احمقانه است.»
اینکه مرگ واقعه ای بزرگ است که هر روز در ناخوداگاه و خوداگاه باهاش سر می کنیم. با این کتاب و قلم عالی خانم مرعشی به بیمارستان و صحرا و دریا سفر کردم .
ساختهشده برای کتابخوانهای فارسیزبان
© ۱۴۰۵، تمامی حقوق برای ابریشمک محفوظ است.