کتابی دربارهی آدمهایی که در گیرودار عشق، خانواده و گذشته، کمکم با حقیقتِ انتخابها و زندگیشون روبهرو میشن.
«پاییز فصل آخر سال است» بیشتر از اینکه داستانی پراتفاق باشد، آدم را میبرد وسط ذهن و زندگی سه زن که هرکدام به شکلی با انتخابها، رابطهها، آینده و گذشتهشان درگیرند. روایت بین سه شخصیت جابهجا میشود و همین باعث میشود یک موقعیت را از چند زاویه ببینی. سه دختر ، سه دوست ... هر کدام به نوعی دلگیر. یکی بعد از رفتن شوهرش در زمان گیر کرده است و زندگی برایش متوقف شده است و ا افسردگی که گریبانش را گرفته است زندگی میکند.نمی جنگد فقط زندگی می کند. مغرور و لجباز است. یکی رویای رفتن دارد، تمام تلاشش را می کند تا برود.یک جا بند نمی شود با خودش مسابقه گذاشته است تا امروز از دیروزش بهتر باشد شجاع است و جسور. یکی ترسو است. از همه چیز می ترسد از زندگی کردن می ترسد از تصمیم گرفتن می ترسد او هم در ترس هایش گیر کرده است . به نوعی هم ضعیف است و هم قوی . حالوهوای کتاب برای من پاییزی، آرام، کمی دلگیر و خیلی نزدیک به زندگی واقعی بود؛ از آن کتابهایی که قرار نیست مدام هیجانت بدهد، بیشتر قرار است تو را با فکرهای شخصیتها همراه کند. گاهی همین آرام بودنش جذاب است و گاهی هم میتواند کمی کشدار شود.
چیزی که بیشتر از خودِ اتفاقات داستان با من ماند، حس بلاتکلیفی آدمها بود؛ اینکه ممکن است آدم نه دقیقاً بداند چه میخواهد، نه بتواند بهراحتی از چیزی که دارد دل بکند.و در دو راهی انتخاب بین خود و چیزی که دوست دارند بمانند. هر سه شخصیت هم به شکل متفاوتی درگیر همین فاصله بین چیزی که میخواهند و چیزی که واقعاً در زندگیشان اتفاق افتادهاند.و در واقع چیزی رو به نمایش میگذارند که خودشان بخواهند و نه آنچه که دیگران میبیننده و فکر میکنند،که واقعیت دارد.
برای من کتاب بیشتر از اینکه دربارهی یک اتفاق مشخص باشد، دربارهی آدمهایی است که در آستانهی تغییر ایستادهاند، ولی هنوز نمیدانند باید کدام طرف بروند. و شاید همین حسِ ناتمام و بلاتکلیف، چیزی باشد که بعد از تمام کردنش بیشتر در ذهن میماند.
سرفصلها
- بخش اول: تابستان
- 1. لیلا
- 2. شبانه
- 3. روجا
- بخش دوم: پاییز
- 1. لیلا
- 2. شبانه
- 3. روجا
به درد چه کسی میخورد
اگر داستانهای آروم، واقعی و شخصیتمحور دوست داری و با دغدغههایی مثل مهاجرت، رابطه، کار و بلاتکلیفی ارتباط میگیری، احتمالاً باهاش همراه میشی. ولی اگر دنبال قصهی پراتفاقی، ممکنه برات کند باشه.