ابریشمک دارد صفحه را ورق میزند…
کتاب «سه گزارش کوتاه دربارهی نوید و نگار» نوشتهی مصطفی مستور، نشر مرکز، ۱۴۴ صفحه است. در ابریشمک ۳ کتابخوان آن را روی قفسهشان گذاشتهاند.
در این کتاب، داستانی فارسی درج شده است. کتاب حاضر، روایتی دو صدایی از «نوید» و «نگار» است. این خواهر و برادر که پس از فوت مادر سنگینی زندگی را به شدت احساس میکنند، هر یک به نوعی عاصی شده و میکوشند که خود را به هر وسیلهای هست از غمها و دلتنگیها نجات بدهند. روزی، نگار ناپدید میشود و نوید با وجود همة بیزاریاش از هر آنچه پیرامونش میگذرد به دنبال خواهر خود تهران را زیرپا میگذارد. سرانجام شبی نگار بازمیگردد و زیر نور ماه و کنار حوض آب یخ زده از سرما همة دلتنگیهایش را در گوش نوید زمزمه میکند و ناگهان خواهر و برادر به حس آرامشی توصیف نشدنی دست مییابند.
۲ نفرخواندهاند۱ نفرمیخواهند بخوانند
بگذار توی قفسهات:
با شمارهی موبایل، یک دقیقه؛ بعدش همینجا برمیگردی.
کسی الان این کتاب را نمیفروشد.
بگو دنبالش هستیکتابفروشهای راسته میبینند و اگر داشتند، قیمت میدهند.
ساختهشده برای کتابخوانهای فارسیزبان
© ۱۴۰۵، تمامی حقوق برای ابریشمک محفوظ است.