محمد حسین۱۰/۱۰۶
با نگاه عمیق به هر مصرع ممکنه خیلی ذوق زده بشی
۰
ابریشمک دارد صفحه را ورق میزند…
کتاب «هوشنگ ابتهاج» نوشتهی فیض شریفی، نشر نگاه، ۴۵۶ صفحه است. در ابریشمک ۱ کتابخوان آن را روی قفسهشان گذاشتهاند و ۱ نفر به آن امتیاز دادهاند؛ میانگین ۱۰٫۰ از ۱۰.
۱
در حال خواندن
۰
خواندهام
۰
خواهم خواند
بگذار توی قفسهات:
با شمارهی موبایل، یک دقیقه؛ بعدش همینجا برمیگردی.
کسی الان این کتاب را نمیفروشد.
بگو دنبالش هستیکتابفروشهای راسته میبینند و اگر داشتند، قیمت میدهند.
«شبم از بی ستارگی شب گور * در دلم پرتو ستاره دور✨»
«من آن صبحم که ناگاهان چو آتش در شب افتادم* بیا ای چشم روشن بین کهخورشیدی عجب زادم* چو از هر ذره ی من آفتابی نو به چرخ آمد * چه باک از آتش دوران که خواهد داد بر بادم* تنم افتاده خونین زیر این آوار شب اما* دری زین دخمه سوی خانه خورشید بگشادم*»
«اَلا ای صبح آزادی به یادآور در آن شادی* که از این شب های ناباور منت آواز میدانم*»
«ای دستت برده در دل و دینم چه میکنی* جانم بسوختی و هنوزت کم است این»
«شب های ملال آور پاییز است*هنگام غزل های غم انگیز است * گویی همه غم های جهان امشب* در زاری این بارش یک ریز است * ای مرغ سحر ! ناله به دل بشکن* هنگامه آواز شب آویز است»
با نگاه عمیق به هر مصرع ممکنه خیلی ذوق زده بشی
ساختهشده برای کتابخوانهای فارسیزبان
© ۱۴۰۵، تمامی حقوق برای ابریشمک محفوظ است.