هیچ وقت از گفتن حقیقت فرار نکن و برای رسیدن به خواسته هات تلاش کن و براشون وقت بگذار
من این کتاب رو وقتی راهنمایی بودم خوندم بیشتر حال و هوای طنز داره و در کنارش دردسر های پسر بچه ی داستان به خاطر گفتن یک دروغ رو نشون میده. ترس از این که پسر بچه رو شماتت کنن بهش این اجازه رو نمیده که واقعیت رو بگه و این خودش باعث اتفاقاتی میشه که در نهایت به خاطر نگفتن حقیقت باعث میشه خانواده اش فریب بخورن و همچنین این رو هم نشون میده که خرافات چه قدر راحت میتونه آدم ها رو گول بزنه و حتی فکر این که راه صد ساله رو یک شبه رفتن چه قدر میتونه روی آدم ها اثر بذاره که به پیامد کارهاشون فکر نکنن.
نوشتهیMar