«آوای فرشته» رمانی معمایی و پرتعلیق درباره برخورد اتفاقی دو غریبه است که آنها را به رازهایی تاریک از گذشته و حقیقتهایی غیرمنتظره میرساند.
رمانی معمایی، هیجانانگیز و پر از راز که با برخورد اتفاقی دو غریبه آغاز میشود و آنها را وارد ماجرایی پیچیده از عشق، گذشتههای پنهان و حقیقتهای غیرمنتظره میکند؛ داستانی که با هر صفحه، اشتیاق کشف رازهایش بیشتر میشود. مدلین و جاناتان، دو غریبه از دو شهر متفاوت، در فرودگاه نیویورک بهطور اتفاقی با یکدیگر برخورد میکنند. در میان شلوغی، تلفنهای همراهشان را اشتباه برمیدارند و خیلی زود متوجه این اشتباه میشوند. کنجکاوی باعث میشود به گوشی یکدیگر سرک بکشند؛ اما چیزی که پیدا میکنند، فراتر از تصورشان است. گذشتهای پنهان، رازهایی تاریک و اتفاقاتی که زندگی هر دوی آنها را به هم گره زدهاند... داستان با ریتمی تند و پر از غافلگیری پیش میرود. نویسنده با فصلهای کوتاه، سرنخهای پراکنده و رازهایی که کمکم آشکار میشوند، خواننده را مدام به ادامه دادن ترغیب میکند. گاهی یک اتفاق کوچک میتواند دریچهای به گذشته باز کند؛ گذشتهای که تصور میکردیم تمام شده، اما هنوز بر زندگی امروزمان سایه انداخته است. همچنین کتاب به اهمیت انتخابها و تأثیر تصمیمهای آدمها بر زندگی یکدیگر اشاره میکند.
به درد چه کسی میخورد
«آوای فرشته» از آن رمانهایی است که اگر به داستانهای معمایی و پرکشش علاقه داشته باشی، احتمالاً خیلی زود با آن همراه میشوی. نقطه قوتش، رازآلود بودن داستان و غافلگیریهای پیدرپی آن است.
نوشتهیحدیث