گاهی برای منسجم شدن، لازم نیست تکههای شکستهی خودمان را دور بریزیم؛ باید یاد بگیریم آنها را کنار هم ببینیم.
کتابی روانشناختی و تأملی دربارهی رابطهی انسان با خودش، احساساتش، تنهایی، آدمهای دیگر، دلبستگی و رها کردن. قرار نیست نسخهای برای «درست زندگی کردن» بدهد؛ بیشتر کمک میکند بخشهایی از تجربههای درونیمان را ببینیم و بفهمیم. تو در میان این هیاهوی روزمره زندگی گم شدی... ناگهان خودت رو پیدا میکنی.از دوست داشتن میآموزی، از مرز باریک میان دوست داشتن و گم کردن خودت. از تنهایی می آموزی نه به عنوان خلع بلکه فرصتی برای شنیدن خودت. از رها کردن و پذیرفتن می آموزی و زخم هایی که قرار نیست فراموش شوند اما روزی می رسند قدرت سابق را ندارند.
آدم ها با اتفاق های بزرگ ساخته نمی شوند شاید همین فهمیدن های کوچک و تکه تکه مارا می سازند. فهمیدم قرار نیست برای کسی خودم را ترک کنم و قرار نیست هر رفتنی را شکست تلقی کنم. قرار نیست تکه های شکسته ی زندگی را دور بریزم، آن تکه ها هر چقدر دردناک در نهایت منِ امروز را ساخته اند. این کتاب برای من به معنای مکثی بود در زندگی ام برای برگشتن به خودم، نگاهی به گذشته و فهمیدن آنچه که گذشته هرچقدر بی معنا یا سخت گذشته باشد آنها در کنار هم تصویری منسجم تر از من میسازند. زندگی یعنی جریان حال خوب و حال بد یعنی جریان خوشحالی وغم،اتفاقات خوب و بد.همه ی احساس ها درجریانند و ثابت نیستند.یک روز خوبیم ویک روز بد.باید بپذیریم که هیچ چیز ثابت نیست نه غم میماند ونه شادی.تنهایی جزئی ازماست.حالمون با آدم درونمان خوب باشدوبیشتر از هرچیزی هوای او را داشته باشیم. این کتاب مثل یک راهنما عمل می کنه و با خوندن هر متن عمیقا به زندگی خودمون فکر می کنیم و همچین بالغانه تر و بهتر و اگاهانه تر روابط و زندگی مونو مدیریت کنیم. کتاب دربارهی اینه که آدم خودش، رابطههاش و زندگیاش رو بهتر بشناسه و یاد بگیره با تمام تکههای وجودش کنار بیاد، نه اینکه دنبال یک «خودِ بینقص» بگرده. کتاب واقعا عالی و کمک کننده هست و اینکه همراهیت میکنه که بهت بگه آدم ها در کنار محبت کردن و محبت دیدن و هر چیز دیگه گاهی نیاز به تنهایی داره و گاهی نیاز هست که از آدم ها فاصله بگیریم ، حضورشون رو کمتر حس کنیم و حتی حضورمون رو هم تو زندگیشون کم کنیم و تنهایی رو یک نیاز عادی و لازم دونسته که این خیلی زیباست.این کتاب، حاوی تکههایی از یک کل منسجم است؛ کلی که هنوز تکمیل نشده، اما در مسیر پیداشدن و بیرونآمدن از ابهام است. شاید این کتاب بتواند بخشهایی از درونِ شما را بیدار و به پیداشدن بخشهای گمشدهتان کمک کند. در ادامه با این تکهها بیشتر آشنا میشویم.
چه چیزی از آن میماند؟ این حس که لازم نیست همیشه خودمان را یک موجود کاملاً حلشده و بینقص بدانیم؛ آدم ممکن است از تکههای پراکنده، با تناقضها و زخمهایش، همچنان یک کل قابلقبول بسازد.
سرفصلها
- این کتاب مجموعه ای از متن های کوتاه در کنار هم با موضوعات متفاوتی است که هر متن از متن قبلی و بعدی مستقل وآزاد است
- اما در نهایت سه ایده کلی در کتاب مطرح شده
- واقعیت های زندگی، روابط، تنهایی
- فصل اول: نگاهی به مفهوم زندگی و واقعیت های آن
- فصل دوم: ما و رابطه ها
- فصل سوم: احساس ها
- فصل چهارم: تفکراتی که صمیمیت را در رابطه کم میکند
- فصل پنجم: رابطه می تواند بستر چه اتفاقا هایی باشد
- فصل ششم: رفتارهایی که به درک کردن آدم ها کمک می کند
- فصل هفتم: ما آدم ها و تمام آن بخش های مشترک انسانی
- فصل هشتم: زمان همان عنصر اصلی رشد در رابطه ها است
- فصل نهم: تنهایی
به درد چه کسی میخورد
بیشتر پیشنهادش میکنم به کسی که درگیر رابطه، جدایی، وابستگی عاطفی یا خودشناسیه و میخواد خودش و احساساتش رو بهتر بشناسه. 🌱 برای کسی که زیاد به خودش، روابطش، وابستگیها، تنهایی و احساساتش فکر میکند و دنبال متنی سادهتر و شخصیتر از کتابهای روانشناسی دانشگاهی است.