شاید نشه چهار خط جمله قلمبه سلمبه از توش در آورد،اما رمانی بسیار روان و جذب کننده بود برام،جوری که وقتی به خودم می اومدم میدیدم ۵۰،۶۰ صفحه از کتاب رو خوندم.زندگی هایی پر از راز،چالش،دروغ،صداقت،حسادت،... و مرگ
ابریشمک دارد صفحه را ورق میزند…
کتاب «خلا ناگهانی» نوشتهی جی. کی. رولینگ، نشر آذرباد، ۷۵۲ صفحه است. در ابریشمک ۱ کتابخوان آن را روی قفسهشان گذاشتهاند.
کتاب حاضر، رمانی بزرگ درباره شهری کوچک است. در داستان «بری فربرادر» در اوایل چهلسالگی ناگهان میمیرد، ساکنین شهر «پگفورد» از این اتفاق شوکه میشوند. «پگفورد» در ظاهر شهر کوچک انگلیسی است، دارای میدانی سنگفرش شده با مغازههایی در اطراف آن و همینطور یک کلیسای باستانی است اما چیزی که در زیر این شهر با این ظاهر بسیار زیبا نهفته است، در اصل شهری است که در جنگ به سر میبرد. ثروتمندان با فقیران، نوجوانان با والدینشان، زنان با شوهرانشان و معلمان با دانشآموزانشان همگی در حال جنگیدن هستند... و این نشان میدهد «پگفورد» آنگونه که در نگاه اول به نظر میرسد نیست. اکنون صندلی خالیای که در شورای پریش، با مرگ بری، بهجای مانده تبدیل به عامل اصلی جنگی میشود که تاکنون «پگفورد» به خود ندیده است.
۱ نفرخواندهاند
بگذار توی قفسهات:
با شمارهی موبایل، یک دقیقه؛ بعدش همینجا برمیگردی.
کسی الان این کتاب را نمیفروشد.
بگو دنبالش هستیکتابفروشهای راسته میبینند و اگر داشتند، قیمت میدهند.

«در حقوق عرفی،احمق ها بر اساس قانون ثابتی،برای رای دادن صلاحیت ندارند،اما افرادی که ذهن ناسالمی دارند میتوانند در زمان سالم بودنشان رای بدهند.»
شاید نشه چهار خط جمله قلمبه سلمبه از توش در آورد،اما رمانی بسیار روان و جذب کننده بود برام،جوری که وقتی به خودم می اومدم میدیدم ۵۰،۶۰ صفحه از کتاب رو خوندم.زندگی هایی پر از راز،چالش،دروغ،صداقت،حسادت،... و مرگ
ساختهشده برای کتابخوانهای فارسیزبان
© ۱۴۰۵، تمامی حقوق برای ابریشمک محفوظ است.