ابریشمک دارد صفحه را ورق میزند…
کتاب «روسری باد را تکان میدهد» نوشتهی مهدی فرجی، نشر فصل پنجم، ۹۶ صفحه است. در ابریشمک ۱ کتابخوان آن را روی قفسهشان گذاشتهاند.
۱ نفرمیخوانندش
بگذار توی قفسهات:
با شمارهی موبایل، یک دقیقه؛ بعدش همینجا برمیگردی.
کسی الان این کتاب را نمیفروشد.
بگو دنبالش هستیکتابفروشهای راسته میبینند و اگر داشتند، قیمت میدهند.
«احساس غربت میکنی وقتی که شوقی نیست حتی اگر یک عمر جایی منزلت باشد»
«درد اگر هست برای دل هم میگوئیم در وجود خودمان است دوای خودمان»
«من و تو با همه شهر تفاوت داریم دیگران را نگذاریم به جای خودمان»
«خوب و بد هر چه نوشتند به پای خودمان انتخابی است که کردیم برای خودمان این و آن هیچ مهم نیستند چه فکری بکنند غم نداریم، بزرگ است خدای خودمان بگذاریم که با فلسفهشان خوش باشند خودمان آینه هستیم برای خودمان ... دیگران هرچه که گفتند بگویند، بیا خودمان شعر بخوانیم برای خودمان»
«عصرانهی بی انتهای چای و لبخند این بزم را تا آخر شب می کشانم»
ساختهشده برای کتابخوانهای فارسیزبان
© ۱۴۰۵، تمامی حقوق برای ابریشمک محفوظ است.