ابریشمک دارد صفحه را ورق میزند…
کتاب «ماه یخزده» نوشتهی پتر اشتام، نشر افق، ۱۷۴ صفحه است. در ابریشمک ۱ کتابخوان آن را روی قفسهشان گذاشتهاند.
کتاب حاضر دربردارنده داستانهای کوتاه آلمانی است که استیصال و شکست در زندگی انسانها را به تصویر میکشد. عنوان داستانها عبارتاند از: «مهمانیهای تابستانی» ، روال روزگار»، «درجنگل»، «ماه یخ زده»، «زیبن شلفر»، «آخرین هنرمند رمانتیک»، «چمدان و رویاهای شیرین». داستان «ماه یخ زده» از زبان کارمند کارخانهای که سالیان سال شاهد عدم پیشرفت کارخانه است روایت میشود. کارخانهای که مدتهاست دو سرایدار به نام های «بیفر» و «ساندز» دارد. بیفر رفتار دوستانهتری دارد اما زمانی که از مهاجرتش به کانادا و ساخت کارخانهای در زمین خریداری کردهاش تعریف میکند. همسرش فوت کرده و بیفر در بهتی فرو میرود که هیچ کس نمیتواند کمکی به وی کند و سرانجام نیز ناپدید میشود.
۱ نفرخواندهاند
بگذار توی قفسهات:
با شمارهی موبایل، یک دقیقه؛ بعدش همینجا برمیگردی.
کسی الان این کتاب را نمیفروشد.
بگو دنبالش هستیکتابفروشهای راسته میبینند و اگر داشتند، قیمت میدهند.
ساختهشده برای کتابخوانهای فارسیزبان
© ۱۴۰۵، تمامی حقوق برای ابریشمک محفوظ است.