«موشها و آدمها» داستان دو آدم تنهاست که با تکیه بر دوستی و رؤیای یک زندگی بهتر، در دنیایی سخت و بیرحم تلاش میکنند دوام بیاورند.
«موشها و آدمها» رمانی کوتاه و تلخ دربارهی دو کارگر دورهگرد است؛ جورج و لنی که در دوران رکود بزرگ آمریکا از مزرعهای به مزرعهی دیگر میروند و با وجود فقر و سختی، رویای داشتن خانه و زندگی مستقل خودشان را در سر دارند.
جورج آدمی مسئول و واقعبین است و لنی مردی تنومند و سادهدل که به دلیل ناتوانی ذهنی، گاهی بدون اینکه قصد بدی داشته باشد، دردسرهای بزرگی ایجاد میکند. رابطهی این دو، قلب داستان است؛ دوستی و وفاداری در جهانی که بیشتر آدمها تنها هستند.
اشتاینبک در همین داستان ساده، سراغ موضوعات عمیقی مثل فقر، تنهایی، دوستی، رؤیا، ناتوانی، بیپناهی و میل انسان به داشتن جایی برای خودش میرود. تقریباً همهی شخصیتهای داستان به شکلی تنها هستند و هرکدام رؤیایی دارند که میخواهند به آن برسند.
کتاب کوتاه، روان و بسیار خوشخوان است، اما از نظر احساسی سنگین. اشتاینبک با زبان ساده داستانی میسازد که کمکم خواننده را به سمت پایانی تلخ و ماندگار میبرد.
یکی از ویژگیهای قشنگ کتاب این است که با وجود تلخی زیاد، رابطهی جورج و لنی باعث میشود داستان دربارهی اهمیت داشتن یک نفر در کنار خودت هم باشد؛ کسی که در یک دنیای سخت، احساس تنهایی را کمی قابلتحملتر کند.
سرفصلها
- فقر و زندگی کارگران
- تنهایی
- دوستی و وفاداری
- رؤیا و امید
- ناتوانی و آسیبپذیری
- تبعیض و طردشدگی
- خشونت
- مسئولیت
- انتخابهای دشوار
- مرگ و فقدان
به درد چه کسی میخورد
به درد کسی میخوره که رمانهای کوتاه، واقعگرا، انسانی و احساسی دوست دارد. اگر میخواهی اشتاینبک را شروع کنی، انتخاب خیلی خوبی است؛ چون هم زبان سادهای دارد و هم بسیاری از دغدغههای اصلی این نویسنده را در خودش جمع کرده است.
نوشتهیمهدا