«ناکازاکی» قصهی تنهاییِ دو آدم است؛ دو انسانی که در یک خانه به هم نزدیکاند، اما در دنیای واقعی از هم دورند.
«ناکازاکی» رمان کوتاهیست دربارهی مردی به نام «شیمورا» که تنها در خانهای در ناکازاکی زندگی میکند و زندگیاش بر نظم و تنهایی بنا شده است. اما وقتی متوجه میشود مواد غذایی خانهاش کم میشوند و بعضی وسایل جابهجا شدهاند، تصمیم میگیرد دوربینی نصب کند تا بفهمد چه اتفاقی در خانه میافتد. چیزی که دوربین نشان میدهد، زندگی او را بهکلی تغییر میدهد. کتاب از یک اتفاق عجیب شروع میشود، اما خیلی زود از یک داستان معمایی ساده فراتر میرود و سراغ موضوعاتی مثل تنهایی، بیگانگی، حریم شخصی، نیاز انسان به دیدهشدن و شکنندگی روابط انسانی میرود. ماجرا بر اساس یک اتفاق واقعی در ژاپن شکل گرفته و همین موضوع، حس عجیبی به داستان میدهد.
حالوهوای کتاب آرام، سرد، مرموز و کمی غریب است. اتفاقها با هیاهو روایت نمیشوند؛ نویسنده خیلی خونسرد جلو میرود و همین سکوت و آرامش، کمکم حس اضطراب را بیشتر میکند. انگار یک اتفاق عجیب دارد در دل یک زندگی کاملاً معمولی رخ میدهد.
نثر کتاب ساده و روان است و حجم آن هم کم است؛ در برخی چاپها حدود ۸۰ تا ۱۱۰ صفحه دارد. بنابراین از نظر خواندن، کتاب سختی نیست و میتوان آن را در مدت کوتاهی تمام کرد. اما چیزی که بعد از تمام شدن کتاب در ذهن میماند، خودِ ماجرا نیست؛ بیشتر این سؤال است که چطور ممکن است دو انسان آنقدر تنها باشند که یکی بتواند مدتها در خانهی دیگری زندگی کند، بدون اینکه واقعاً دیده شود؟
اگر بخواهم حس خواندنش را در چند کلمه بگویم: کوتاه، مرموز، سرد، انسانی و تأملبرانگیز.
سرفصلها
- تنهایی، بیگانگی، حریم شخصی، انزوا، نیاز به تعلق، هویت، زندگی شهری و فاصلهی میان آدمها
به درد چه کسی میخورد
«ناکازاکی» به درد کسی میخوره که رمانهای کوتاه، مرموز و روانشناختی رو دوست داره و از داستانهایی لذت میبره که پشت یک اتفاق عجیب، سؤالهایی دربارهی تنهایی و روابط انسانی مطرح میکنن.
نوشتهیمهدا