ابریشمک دارد صفحه را ورق میزند…
کتاب «چراغ آخر» نوشتهی صادق چوبک، نشر جاویدان، ۱۳۸ صفحه است. در ابریشمک ۳ کتابخوان آن را روی قفسهشان گذاشتهاند.
کتاب حاضر مجموعهای از داستانهای کوتاه از نویسنده معروف ایرانی است که با زبانی ساده و روان نگاشته شدهاند. «چراغ آخر»، «دزد قالپاق»، «کفترباز»، «بچهگربهای که چشمانش باز نشده بود»، «آتما؛ سگ من»، «رهآورد» عنوانهای داستانهای این کتاب هستند. در داستان «چراغ آخر» میخوانیم: «کشتی یکراست میرفت به بصره و از آنجا برمیگشت به کویت و از آنجا به بحرین و سپس به قطر و از آنجا یکراست میرفت به کراچی. «جواد» از کراچی با ترن میرفت به کلکته. میدانست که همه زائرین در بصره پیاده میشوند».
۲ نفرخواندهاند۱ نفرمیخواهند بخوانند
این کتاب روی قفسهها با این چاپها هست.
۱ خواننده
۱ خواننده
۱ خواننده
بگذار توی قفسهات:
با شمارهی موبایل، یک دقیقه؛ بعدش همینجا برمیگردی.
کسی الان این کتاب را نمیفروشد.
ولی ۱ نفر پیشتر همین کتاب را از راسته خریده.
بگو دنبالش هستیکتابفروشهای راسته میبینند و اگر داشتند، قیمت میدهند.
ساختهشده برای کتابخوانهای فارسیزبان
© ۱۴۰۵، تمامی حقوق برای ابریشمک محفوظ است.