یادمان میدهد وقتی زندگی چیزی را از ما میگیرد، به جای ماندن در حسرت گذشته، باید جرئت کنیم راه تازهای برای پیدا کردن پنیر بعدی پیدا کنیم.
یک کتاب کوتاه و ساده دربارهی تغییر، ترس از تغییر و سازگار شدن با شرایط جدید است. اسپنسر جانسون برای توضیح این موضوع، داستان چهار شخصیت را در یک هزارتو روایت میکند: دو موش به نامهای «اسنیف» و «اسکوری» و دو آدم کوچولو به نامهای «هم» و «ها».
آنها در هزارتو به پنیر میرسند و هرکدام تصور میکنند این پنیر قرار است همیشه همانجا بماند. اما یک روز پنیر ناپدید میشود. از اینجا واکنش شخصیتها به تغییر، داستان اصلی کتاب را شکل میدهد.
کتاب نشان میدهد که تغییر اجتنابناپذیر است و چیزی که بیشتر از خودِ تغییر ما را اذیت میکند، ترس، انکار و وابستگی ما به شرایط قبلی است. بعضی شخصیتها سریع خودشان را با شرایط جدید وفق میدهند و بعضی دیگر مدت زیادی منتظر میمانند تا همهچیز مثل گذشته شود
سرفصلها
- تغییر و سازگاری
- ترس از ناشناختهها
- وابستگی به شرایط موجود
- پذیرش واقعیت
- انعطافپذیری
- پیدا کردن فرصت در تغییر
- غلبه بر ترس
- حرکت کردن به جای انتظار
- تغییر در زندگی شخصی و کاری
به درد چه کسی میخورد
به درد کسی میخوره که با تغییرات زندگی، شغل، رابطه یا شرایط جدید روبهرو شده و احساس میکنه سخت میتونه خودش رو با آنها وفق بده. کتاب خیلی ساده و کوتاهه و بیشتر از اینکه یک اثر عمیق روانشناختی باشه، یک تلنگر کاربردی و انگیزشی برای پذیرش تغییر محسوب میشه
نوشتهیمهدا